-
کتابفروش خیابان ادوارد براون – محسن پوررمضانی
دوشنبه 23 فروردینماه سال 1395 17:09
همانطور که از عنوان کتاب برمیآید، راوی مرد جوانی است که مغازهای را در خیابان ادوارد براون اجاره و به امر کتابفروشی مشغول شده است. خود این تصمیم از چند زاویه، طنز است! به خصوص که راوی حتا به فکر تهیه یک دستگاه کپی هم نیست تا لااقل هزینههای جاریاش را دربیاورد!! بههرحال ایشان اقدام به این حرکت فرهنگی میکند و کتابِ...
-
تعطیلات خود را چگونه گذراندید!؟
دوشنبه 16 فروردینماه سال 1395 17:14
داستان همیشگی ! چند روز قبل از عید برنامهی کمالگرایانهای برای عید چیدم. فلان روز حرکت میکنیم و از فلان مسیر میرویم و از فلان نقاط دیدن میکنیم و از فلان مسیر بازمیگردیم... قبل از خواب، و قبل از بیدار شدن بچهها، مادام بوآری و سپس صخره برایتون را میخوانم!! تقریباً در چنین حال و هوایی عرفانی بودم و دیدنیهای...
-
جسدی در پارکینگ – مجموعه داستان
سهشنبه 3 فروردینماه سال 1395 11:48
شاید اکثر ما در نوجوانی تجربهی خواندن داستانهای پلیسی-جنایی را داشتهایم. دوران نوجوانی واقعاً میطلبید!... دههی شصت بود... یادم هست پولهایمان که جمع میشد، به همراه یکی از بچهمحلها برای خریدن کتابهای اینچنینی به میدان انقلاب میرفتیم. آنزمان بساط دستفروشی خیلی بیشتر از الان بهراه بود... در این ژانر بهخصوص...
-
بادی آرتیست - دان دلیلو
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1394 13:55
داستان فرم خاص و جالبی دارد. راوی اصلی داستان یک راوی سومشخص دانای کل است که گاهی شخصیت اصلی داستان را مخاطب قرار میدهد. روایت با یادآوری صبح یک روز عادی آغاز میشود؛ صبحی که در آن، زن و همسرش صبحانه میخورند. صبحانهای در یک خانه بزرگ ییلاقی به همراه گفتگو و روزنامه و هواشناسی رادیو و تلفن و آپپرتغال و کتری و...
-
مقاومت شکننده 14- بافندگی و برازندگی!
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1394 11:36
در قسمت قبلی به وضعیت اقتصادی ایران در طول قرن نوزدهم در قالب چند آمار پرداختیم و متوجه شدیم در راستای سیستم کشاورزیِ پولی چگونه رویکردهای کاشت محصولات کشاورزی دستخوش تغییر میشد و مثلاً وقتی صادرات گندممان هشتبرابر شد و قیمت آن یکهفتم شد رفتیم به سمت کشت تریاک و این محصول استراتژیک 25٪ صادرات ما را به خود اختصاص...
-
صحرای تاتارها - دینو بوتزاتی
سهشنبه 11 اسفندماه سال 1394 10:01
"جووانی دروگو" پس از به پایان رساندن روزهای ملالآور و سختیهای دانشکده افسری به آن چیزی که سالها در انتظارش بوده است رسیده است. شروع داستان روزی است که او برای اولین بار لباس افسری میپوشد و میبایست خودش را به قلعه محل خدمتش واقع در یک نقطهی کوهستانی در شمال برساند. چیزی که از آن به عنوان آغاز زندگی...
-
انتخابات و دامنهای خیسی که هرگز تر نمیشود!
سهشنبه 4 اسفندماه سال 1394 16:19
برخی دوستان در مورد شرکت در انتخابات سوال میکنند و وقتی جواب را میشنوند چنان به آدم نگاه میکنند که انگار خون تمامی شهیدان راه آزادی را زیر پا لگدکوب کردهام! البته خوشبختانه بهواسطه ابزارهای جدید این سوال و جوابها اکثراً مجازی انجام میشود و آن تندی نگاه مخاطب را کمتر حس میکنم اما در مجازستان هم، مخاطب با کثیری...
-
کولومبره- دینو بوتزاتی (داستان کوتاه صوتی)
دوشنبه 3 اسفندماه سال 1394 14:23
قبل از اینکه در مورد صحرای تاتارها بنویسم بد ندیدم که داستان کوتاهی از همین نویسنده را به صورت صوتی به یاد ایام قدیم در وبلاگ قرار دهم. این داستان کوتاه از لحاظ درونمایه ارتباط نزدیکی با صحرای تاتارها دارد و به نظرم پیشدرآمد خوبی برای مطلب بعد خواهد بود. این داستان را از کتاب "کولومبره و پنجاه داستان دیگر"...
-
مقاومت شکننده 13- داستان همیشگی اما نه از گنچاروف!
پنجشنبه 29 بهمنماه سال 1394 15:23
دیشب از سر غفلت داشتم گفتگوی ویژه خبری شبکه2 سیما را در باب اقتصاد مقاومتی و حواشی آن، میدیدم. از این جهت گفتم از سرِ غفلت چون شبکه3 مسابقه رئال و رم را پخش میکرد! مجری مطابق نُرم معمول مجریهای این تیپ برنامهها تخصص مناسبی در گندزدن به بحث داشت. خیلی جالب بود! مجری تشویق میکرد که توی حرف همدیگر بپرند چون باصطلاح...
-
باغ سیمانی - یان مک ایوان
چهارشنبه 21 بهمنماه سال 1394 10:13
راوی پسر نوجوان و تازهبالغی به نام جک است که همراه با پدر و مادر، خواهر بزرگترش جولی، خواهر و برادر کوچکترش سو و تام، زندگی میکند. خانهی آنها که بزرگ و قدیمی و به شکل یک قلعه است، در خیابانی که اکثر خانههایش داخل طرح افتادهاند و تخریب شدهاند قرار دارد و البته طرح هم خوابیده و خیابان تقریباً متروکه است. آنها هیچ...
-
پیشدرآمدی بر باغ سیمانی و برنامهریزی تا شب عید!
شنبه 17 بهمنماه سال 1394 10:29
باغ سیمانی 150 صفحه است. راوی نوجوانی چهارده پانزده ساله است. خیلی روان و ساده... وقتی به انتها رسیدم مطمئن بودم که نیاز به خوانش مجدد نیست! یک روایت ساده، شبیه انشای تابستان خود را چگونه گذراندید! آنقدر ساده که تصمیم گرفتم کتاب بعدیام را از امبرتو اکو انتخاب کنم! اما وقتی به یکی دو پرش کوچک داستان فکر میکردم و...
-
مرد معلق - سال بلو
جمعه 9 بهمنماه سال 1394 13:39
"ژوزف" مردی جوان، متاهل، و اصالتاً کانادایی است که نزدیک به دو دهه از اقامتش در آمریکا گذشته است. هفت ماه قبل از شروع روایت، او به سربازی احضار شده است، لذا از کارش در یک آژانس مسافرتی استعفا میدهد و باصطلاحِ ما اقدام به گرفتن دفترچه اعزام به خدمت میکند اما گیر و گورهای اداری و بررسیها هنوز ادامه دارد و...
-
قطار استانبول - گراهام گرین
پنجشنبه 1 بهمنماه سال 1394 11:26
اکثر شخصیتهای اصلی داستان با کشتی از انگلستان وارد بندری در فرانسه میشوند و سوار قطار سریعالسیر شرق میشوند؛ قطاری که در کلن و وین و بلگراد توقف میکند و در نهایت به استانبول میرسد. "مایات" تاجری جوان، ثروتمند و یهودی است که به استانبول میرود تا سهام یکی از شرکتهای رقیبش را بخرد. "کورال"...
-
خانم دَلُوِی - ویرجینیا وولف
دوشنبه 21 دیماه سال 1394 14:53
کلاریسا دَلُوِی زنی میانسال و حدوداً 52 ساله است. کل داستان مربوط به یک روز از ماه ژوئنِ سال 1923 است. صبحِ اینروز خانم دَلُوِی درحالیکه خدمتکارانش مشغول تدارک مقدمات مهمانی شب هستند، برای گرفتن گل از خانه خارج میشود. کلاریسا به گلفروشی میرود و برمیگردد، در اتاقش مشغول آمادهسازی لباس مهمانی است که دوست دوران...
-
چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟
پنجشنبه 10 دیماه سال 1394 09:53
در گوگل بهدنبال طرح جلد مناسبی برای مطلب خانم دَلُوِی بودم که با این عکس مواجه شدم. از شما چه پنهان! با دیدن نیکول-وولف فکری به ذهنم رسید. در واقع نوشتن مطلب خانم دَلُوِی کار سخت و زمانبری خواهد بود. امروز برای بار دوم خواندنش را تمام کردم. تقریباً از یکماه قبل درگیر این کتاب هستم! اما فکری که به ذهنم رسید چه...
-
مقاومت شکننده12- این پولها خوردن نداشت خانم دلُوِی!
پنجشنبه 3 دیماه سال 1394 15:39
دور اولی که کتاب خانم دلُوِی را خواندم (همین دو هفتهی قبل) با خودم گفتم این چی بود! با یک ضرب و زوری خودم را به انتها رساندم... اما بار دوم به مدد دوپینگهایی که در انتهای کتاب بود، جذابیتهای خاص خودش را دارد و به همین خاطر احتمالاً یک هفته دیگر با هم هستیم. لذا فرصت هست که "مقاومت شکننده" را در ادامه مطلب...
-
مقاومت شکننده11- هیچ رحمی نه برادر به برادر دارد!
چهارشنبه 25 آذرماه سال 1394 13:31
در قسمتهای قبل به اینجا رسیدیم که سلسله قاجار در چه شرایطی روی کار آمد؛ بحران و آشفتگی و جنگ در سراسر قرن هجدهم موجب تضعیف قدرت مرکزی، تضعیف اقتصاد، تضعیف کشاورزی، تضعیف شهرنشینی و بهطور کل یک تحول وارونه در همه زمینهها شد. قصدم این نیست که از قاجار دفاع کنم اما نوع برخورد ما با این سلسله بهگونهایست که انگار تا...
-
امپراتوری خورشید - جیمز گراهام بالارد
شنبه 14 آذرماه سال 1394 18:01
"جیم" پسربچه یازده سالهی انگلیسی است که به همراه پدر و مادرش در شانگهایِ چین زندگی میکند. او در سال 1930 در شانگهای به دنیا آمده است و پدرش مدیر یک کارخانه نساجی است. اگر یک جمع و تفریق بکنید متوجه میشوید زمان شروع روایت اوایل جنگ جهانی دوم است و همانطور که احتمالاً حدس زدهاید داستان پیرامون مصائب این...
-
اندر حکایت آمار ورودیهای وبلاگ!
دوشنبه 9 آذرماه سال 1394 12:38
گاهی اوقات برخی با جستجوی عباراتی به وبلاگ آدم وارد میشوند که آدم چهارشاخ میماند که این آدم به دنبال چیست! منتها وقتی آمار پر تکرارترین عبارات جستجو شده در گوگل که منجر به ورود آنها به اینجا شده است را نگاه میکنم، البته اثری از این عبارات پرت نیست و اتفاقاً تصویر نسبتاً معناداری از دغدغهها و مذاق عمومی نشان...
-
خانه ارواح - ایزابل آلنده
دوشنبه 2 آذرماه سال 1394 13:54
خانه ارواح اولین رمان ایزابل آلنده نویسنده شیلیایی است. رمانی که چندسال پس از کودتا و در تبعید نوشته شده است و بهنوعی در خلال روایت زندگی چند نسل از یک خانواده به بیان تغییرات اجتماعی جامعه شیلی از اوایل قرن بیستم تا یکیدوسال پس از کودتا (1973) میپردازد. این داستان دو راوی دارد. یکی جوان است و دیگری پیر، ترکیب این...
-
پینوکیو، کارتونی برای تمام نُسول!
دوشنبه 25 آبانماه سال 1394 16:25
پرده اول: فرشتهی لاتینی مدتی بود که یکی از جوانان فامیل، پیله کرده بود در مورد کارش با من مشورت کند. هرچه میگفتم فرصتم محدود است و اگر میشود تلفنی یا خارج از وقت اداری، به صورت حضوری صحبت کنیم، فایده نداشت. بالاخره چند روز قبل هماهنگ کردیم و به محل مورد نظر رفتم. "جوان" سر خیابان منتظرم ایستاده است. به...
-
پاندای محجوبِ بامبو به دست با چشم هایی دورسیاه, در اندیشه ی انقراض - – جابر حسین زاده نودهی
دوشنبه 18 آبانماه سال 1394 09:15
راوی داستان (حامد) مهندس جوان حدوداً 30 سالهای است که در یک آپارتمان در محله شهرک نفت تهران (انتهای اشرفی اصفهانی!) به صورت مجردی زندگی میکند. محل کارش هم در یکی از خیابانهایی است که به قول خودش باید اسمش را گذاشت خیابان تستوسترون! در معرفیاش باید اضافه کرد که یک عشق ناکام به دختر دایی در کارنامه دارد و البته چند...
-
دیگر آرامشی نیست - چینوآ آچهبه
یکشنبه 10 آبانماه سال 1394 18:11
دیگر آرامشی نیست چینوآچیبه "اوبی اوکونکوو" جوانی نیجریایی و تحصیلکرده در نیمه قرن بیستم است... داستان از جایی آغاز میشود که اوبی در دادگاه حاضر شده است، دادگاهی که قرار است به جرم او مبنی بر گرفتن رشوه رسیدگی کند. جمعیت زیادی برای تماشا آمده اند. برخی از آنها برای حضور در دادگاه، به پزشک پول دادهاند تا...
-
برادران کارامازوف فئودور داستایوسکی
سهشنبه 28 مهرماه سال 1394 14:50
"فیودور پاولوویچ کارامازوف" یکی از زمینداران شهرستانی است که راوی سومشخص داستان در آن زندگی میکند. در همان پاراگراف اول راوی عنوان میکند که این زمیندار که در زمان خودش سرشناس هم بوده، سیزده سال قبل بهطرز مصیبتبار و اسرارآمیزی از دنیا رفته است. داستان در واقع شرح حال این مرد و سه پسرش است و بیان...
-
مقاومت شکننده10- دوخت و دوزِ شکاف, جهت ادامه!
پنجشنبه 23 مهرماه سال 1394 12:59
بیش از سه ماه از آخرین پستی که درخصوص کتاب مستطاب مقاومت شکننده گذاشتهام گذشتهاست! از لحاظ تاریخی به زمان قدرتگرفتن و روی کار آمدن قاجاریه رسیدیم. دوستانی که نخواندهاند و یا به هر دلیلی مایلند مطالب قبلی را یک مروری بنمایند میتوانند روی برچسب مقاومت شکننده در پایین همین مطلب کلیک نمایند. اطمینان دارم که جمعبندی...
-
گوزن و گوسفند در سرزمین عجایب داریوش رمضانی
شنبه 18 مهرماه سال 1394 14:27
داستان مصور برای من تداعیکنندهی خاطرات شیرین کودکی است. احتمالاً برای دیگران هم! البته همهاش شیرین نبود؛ من فقط یک کتاب داشتم که باید به دوستانم امانت میدادم تا از آنها بتوانم یک کتاب امانت بگیرم و اگر طرف مقابلم ناز میکرد باید نازش را میخریدم! چارهای نبود. ولی وقتی موفق میشدم، با یک حرص و ولع خاصی کتاب را...
-
رویای تبت فریبا وفی
چهارشنبه 8 مهرماه سال 1394 14:19
راوی داستان (شعله) خطاب به خواهرش شیوا که در خواب است روایت میکند. چه چیز را!؟ ظاهرن ساعاتی قبل از خواب، اتفاقی رخ داده است که راوی را به روایت واداشته است. اتفاقی که ابتدا با عنوان "گند زدن" برچسب میخورد. گندی که شیوای متین و معقول زده است. اما روایت بهگونهای با ظرافت پیش میرود که ذهن خواننده بیشتر...
-
پراید برای کلمباین، کفتری که سیگار میکشد!
جمعه 27 شهریورماه سال 1394 05:20
همانطور که میدانید مایکل مور فیلم مستندی داشت با عنوان بولینگ برای کلمباین که حرف محوریاش در مورد منع فروش و حمل سلاح و تغییر قانون بود و کاملن منطقی هم به نظر میرسید (لااقل در نگاه ما)... بابتش اسکار هم گرفت... اما آن قانون هنوز پابرجاست! با توجه به شنیدهها و خواندهها در مورد جامعه آمریکا، به نظر میرسد با...
-
خشم فیلیپ راث
جمعه 20 شهریورماه سال 1394 10:32
داستان از آنجایی آغاز میشود که راوی برای ما شرح میدهد که در چه محیط خانوادگیای بزرگ شده است؛ پدرش قصابی یهودی است و در خانواده کسی از تحصیلات ابتدایی فراتر نرفته است. راوی اما ضمن اینکه در قصابی به پدر کمک میکرده, وارد کالج میشود. او مصمم است که جایگاه اجتماعی متفاوت از پدرش را به دست بیاورد. زمان روایت همانگونه...
-
بلم سنگی ژوزه ساراماگو
دوشنبه 9 شهریورماه سال 1394 14:17
"هر آیندهای افسانهای است" این جمله را نویسنده به نقل از آلخو کارپنتیه (رماننویس کوبایی) قبل از شروع داستان آورده است و پس از آن شروع به روایت یکی از این افسانهها مینماید. همینجا لازم است اشارهای بکنم به یکی از سخنان مارکز که میفرمود (قریب به مضمون): من در داستانهایم از واقعیت مینویسم لیکن واقعیت...