-
سفر به زنجان 2
یکشنبه 28 شهریورماه سال 1395 16:06
سفر به زنجان قسمت دوم بازدید از جاذبههای گردشگری یک منطقه، تابع محدودیتهای زمانی ماست و طبیعتاً نمیتوانیم همهی مکان های توصیه شده را ببینیم. مثل کتاب میماند؛ محال است که بتوانیم همه رمانهایی را که دوست داریم بخوانیم و ناگزیر از انتخاب هستیم. داخل شهر زنجان از دو موزه بازدید کردیم: رختشویخانه و مردان نمکی. از...
-
در انتظار گودو – ساموئل بکت
یکشنبه 21 شهریورماه سال 1395 14:30
استراگون و ولادیمیر دو آشنای قدیمی، دو آدم فقیر و بیخانمان هستند که در غروب یک روز، در جایی بیرون از شهر، در کنار یک درخت خشکیده، به یکدیگر میرسند. قراین نشان میدهد که آنها روزهای زیادی یکدیگر را در همین مکان ملاقات کردهاند. آنها در واقع کار خاصی در این مکان انجام نمیدهند جز انتظار برای آمدن شخصی به نام...
-
معجون غیرت و آئینههای عبرت!
سهشنبه 16 شهریورماه سال 1395 11:22
بعد از المپیک و دادن راهکار برای المپیک بعدی حسابی خسته شدم و چون ماراتن راهیابی به جام جهانی فوتبال در پیش بود که موجب بالا رفتن آدرنالین و همچنین ضعف اعصاب و همچنین نشان دادن پتانسیلهای عظیم فرهنگی می گردد، فرصت را مغتنم شمرده و چند روزی به مسافرت رفتم. از آنجاییکه مسافرت بدون سفرنامه همانند کتاب بدون جلد است؛ و...
-
چگونه در جدول مدالهای المپیک توکیو صعود کنیم؟!
چهارشنبه 3 شهریورماه سال 1395 12:40
از آنجاییکه دوران شببیدارنشینی و صبحدیرسرکاررفتن به سر آمد و در این دوران به این نتیجه رسیدیم که ما هم برای خودمان کارشناسی برجسته هستیم و جایمان در کاروان عریض و طویل صداوسیما در ریو خالی بوده است، لذا برخی یافتههای خود را از تنها تریبونی که داریم اعلام مینماییم تا در تاریخ مجازی حضور ما در المپیک ثبت گردد. شاید...
-
اتاق – اما دوناهیو
پنجشنبه 28 مردادماه سال 1395 11:14
راوی (جک) پسر پنجساله ایست که به همراه مادرش در یک اتاق زندگی میکند. زمان آغاز روایت شروع پنج سالگی اوست. او صبحها از خواب بلند میشود، صبحانه میخورد، تلویزیون میبیند، با مادرش بازی میکند، هروقت احساس نیاز میکند ممه میخورد، در ساعتی مشخص از روز زیر نورگیر اتاق به همراه مادرش مناسک جیغ زدن را انجام میدهد، کتاب...
-
شبِ ممکن - محمدحسن شهسواری
سهشنبه 19 مردادماه سال 1395 15:40
"مازیار" ویراستاری 34ساله و باسواد و اهلمطالعه و همهچیزدان است. او به عنوان راوی اول شخص، با لحنی محزون و حسرتآلود و رمانتیک، داستان را آغاز میکند. مخاطب او در این روایت، دختری به نام هاله است که حدود شش ماه قبل از دنیا رفته است. هاله دختری است که بهزعم راوی در فصل اول، دختری محترم و ماخوذ به حیا بود که...
-
اتحادیه نخبگان!
سهشنبه 12 مردادماه سال 1395 15:16
عجیب است! نه به نوشتن مطلب برای وبلاگم میرسم و نه به خواندن مطالب دوستان و نه حتا به کامنتها... نه به صفحات اجتماعی و گروههای مجازی میرسم و نه به دیدار غیرمجازی دوستان و اقوام... رؤسای مربوطه نیز معتقدند که از کارهایم عقب هستم. کارهای اداری-شخصی زمینمانده و نیمهکاره هم که... خوابم هم که به میزان کاملاً مشهودی کم...
-
اژدهاکُشان- یوسف علیخانی
چهارشنبه 30 تیرماه سال 1395 14:00
اژدهاکشان مجموعهای از 15 داستان کوتاه است که همگی در مکانی مشخص و زمانی تقریباً مشخص جریان دارند: روستای "میلَک" در زمانی نهچندان دور! این روستا در منطقهی الموت واقع است. زبان مردم این روستا تاتی است و طبیعتاً در داستانهای این مجموعه برخی کلمات و گویش تاتی، نمود پیدا کرده است. آن گونه که از داستانها...
-
انتخابات الویرا – وی. اس. نایپل
یکشنبه 13 تیرماه سال 1395 09:23
هاربَنز هرطور بود دوج را راه انداخت و به بالای تپه الویرا رسید؛ تابلو زرد و سیاه اتحادیه اتومبیلرانی ترینیداد آنجا نصب شده بود و نام محله «الویرا» را رویش نوشته بودند. این خلاصه املاک الویرا است که به افتخار همسر یکی از صاحبان قدیمی ناحیه رویش گذاشتند، اما هرکس که این محله را خوب میشناسد به آن میگوید الویرا....
-
روشنی روز - گراهام سویفت
شنبه 5 تیرماه سال 1395 11:51
" اتفاقی برایت افتاده. اکنون دو سال است که ریتا این را میگوید و حالا میداند که امری گذرا نیست. اتفاقهایی میافتد. ما از خطی عبور میکنیم. ما دری را باز میکنیم که اصلاً از وجود آن خبر نداریم. میتوانست هرگز اتفاق نیفتد، شاید هرگز یکدیگر را نمیشناختیم. شاید بیشتر زندگی، تنها سپری کردن زمان باشد. "...
-
از انتخاب کتاب رهایی نداریم - 2
دوشنبه 31 خردادماه سال 1395 16:14
"چرخاندن یا کلیک کردن. این نکته بسیار آموزنده است. برای خواندن کتاب چشممان از چپ به راست و از بالا به پایین حرکت میکند. در خطوط عربی، فارسی و عبری برعکس است. چشم از راست به چپ حرکت میکند. گاهی از خودم پرسیدهام آیا حرکت دوربین در سینما، تحت تاثیر این دو حرکت قرار ندارد؟ تراولینگ در سینمای مغربزمین، بیشتر از چپ...
-
تورگنیفخوانی - ویلیام ترور
دوشنبه 24 خردادماه سال 1395 12:18
راویِ سومشخص، داستان را از یک آسایشگاه بیماران روانی در ایرلند آغاز میکند. زنی حدوداً 56 ساله سوژهی اوست. زنی که بیش از سی سال در این مکان زندگی کرده است. این مرکز به دلیل کاهش بودجه دولتی در آستانهی تعطیلی است و میبایست بیمارانی که امکان بازگشت به خانه را دارند مرخص نماید. یکی از گزینهها این زن یعنی...
-
میراث!
سهشنبه 18 خردادماه سال 1395 15:05
گاهی که به ولایت می روم و به خانههایی که پیشینیانم در آن زندگی کردهاند نگاه میکنم تلاش میکنم احساس کنم که آنها چطور زندگی میکردند... تصورشان از دنیا چه بوده است و از این قبیل. آخرین باری که مادربزرگم را دیدم بخشی از خاطرات قدیمیاش را بازگو کرد که سرشار از درد و رنج بود... مادربزرگم از آن تیپ آدمهایی بود که باید...
-
میدان ایتالیا - آنتونیو تابوکی
سهشنبه 11 خردادماه سال 1395 17:56
تاریخ ایتالیا و داستان سه نسل از یک خانواده روستایی... "پلینیو" با ظهور گاریبالدی به او و یارانش میپیوندد. هدف او خروج از جور و ستم اربابان است و چنان به گاریبالدی ایمان دارد که تصمیم میگیرد اگر فرزندش پسر شد او را گاریبالدو بنامد و اگر دختر شد آنیتا، که نام همسرِ مبارزِ گاریبالدی است. همسرش در شکم اول...
-
تنهایی اعداد اول - – پائولو جوردانو
سهشنبه 4 خردادماه سال 1395 09:11
" نفرت داشت، نفرت، از بیدار شدن زورکی، آنهم در روزهای تعطیلات کریسمس. میتوانست تا ساعت ده و یازده، یا شاید هم دیرتر، در رختخواب بماند و غلت بزند. اما مجبور بود که با اولین فریاد پدرش، مثل سربازی چموش، زرنگ و آمادهبهخدمت، از تخت پایین بیاید و پشت میز صبحانه بنشیند و زیر نگاه نافذ پدر صبحانه بخورد، لباس اسکی...
-
از "انتخاب" کتاب رهایی نداریم!
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1395 14:17
اخیراً کتابی را میخوانم و لذت میبرم با عنوان "از کتاب رهایی نداریم" که گفتگوی بلندی است بین اومبرتو اکو و ژانکلود کریر که هر دو در کنار مقولاتی که به آن مشهورند، کتاببازان قهاری هستند. از اومبرتو اکو که اخیراً از دنیا رفت، "نامِ گلِ سرخ" را معرفی کردهام و معرف همگان هست... کریر نیز...
-
صخره برایتون - گراهام گرین
شنبه 25 اردیبهشتماه سال 1395 12:22
"هیل" شغل تبلیغاتی جالبی دارد. او کارمند روزنامه است و خوانندگان او را با نام "کولی کیبر" میشناسند. وظیفه او این است که هر روز تعدادی کارت را در گوشه و کنار مکانهای مختلف شهر قرار دهد. یابندگان این کارتها میتوانند با مراجعه به دفتر روزنامه مبلغی را بهعنوان جایزه دریافت کنند. جایزه ویژه به کسی...
-
مادام بوواری - گوستاو فلوبر
شنبه 18 اردیبهشتماه سال 1395 11:23
راویِ سومشخصِ داستان راویای است با تواناییهای دانایکل، و روایت را از روزی آغاز میکند که "شارل بوواری" به عنوان یک دانشآموز جدید وارد کلاس شده است و سپس شرح حال مختصری از این همکلاسی و تحصیلاتش و اینکه چگونه به شغل طبابت مشغول شد ارائه میدهد. راوی، شخصیت میانمایهای از شارل به نمایش میگذارد. طبیب...
-
انتخاب کتاب – رستوران ایتالیایی
یکشنبه 12 اردیبهشتماه سال 1395 12:21
انتخابات بین گزینههای ایتالیایی برگزار میگردد. در ادامه مطلب مختصری توضیح و پاراگراف اول داستان را جهت کمک به انتخاب آوردهام. فرض کنید با این اطلاعات میخواهید یکی از این کتابها را برای خواندن انتخاب کنید. الف) تنهایی اعداد اول – پائولو جوردانو (متولد 1982) برنده جایزه استرگا در سال2008 (مهمترین جایزه ایتالیا) ؛...
-
منظر پریدهرنگ تپهها – کازو ایشیگورو
چهارشنبه 8 اردیبهشتماه سال 1395 13:00
پاراگراف ابتدایی داستان چنین است: « نیکی، اسمی که بالاخره روی کوچکترین دخترم گذاشتیم، مخفف چیزی نیست؛ فقط توافقی بین من و پدرش. جالب اینجاست پدرش بود که دنبال اسمی ژاپنی میگشت، و من شاید به خاطر این خودخواهی که نمیخواستم گذشته را به یاد آورم روی اسمی انگلیسی پافشاری میکردم . بالاخره با نیکی موافقت کرد، معتقد بود...
-
پیشنهاداتی برای رمان
شنبه 4 اردیبهشتماه سال 1395 16:53
به عادت سالهای گذشته اگر بخواهم از بین کتابهایی که سال گذشته خواندهام تعدادی را انتخاب کنم و بچسبانم به لیست سالهای قبل، میشود همین لیستی که در ادامهی مطلب آوردهام. کتابها را مثل سنوات گذشته سه گروه کردم ؛ اگر در هر گروه چندتایی را خوانده باشید و پسندیده باشید میتوانید به احتمال زیاد از باقی همگروهیهایش نیز...
-
نامِ گلِ سرخ – اومبرتو اکو
شنبه 28 فروردینماه سال 1395 09:58
اهمیت پرداختن به "تاریخ" بر کمتر کسی پوشیده است اما اغلب به آن نمیپردازند! بعید است کسی گوشی هوشمند داشته باشد و در عرصه مجازی حضور پیدا کند اما در طول حضور پربارش چند مطلب با درونمایهی اهمیت تاریخ برای دوستانش به اشتراک نگذاشته باشد. وقایع و مباحث تاریخی اغلب به بررسیکنندگان تیزبین نشان میدهد که چرا و...
-
کتابفروش خیابان ادوارد براون – محسن پوررمضانی
دوشنبه 23 فروردینماه سال 1395 17:09
همانطور که از عنوان کتاب برمیآید، راوی مرد جوانی است که مغازهای را در خیابان ادوارد براون اجاره و به امر کتابفروشی مشغول شده است. خود این تصمیم از چند زاویه، طنز است! به خصوص که راوی حتا به فکر تهیه یک دستگاه کپی هم نیست تا لااقل هزینههای جاریاش را دربیاورد!! بههرحال ایشان اقدام به این حرکت فرهنگی میکند و کتابِ...
-
تعطیلات خود را چگونه گذراندید!؟
دوشنبه 16 فروردینماه سال 1395 17:14
داستان همیشگی ! چند روز قبل از عید برنامهی کمالگرایانهای برای عید چیدم. فلان روز حرکت میکنیم و از فلان مسیر میرویم و از فلان نقاط دیدن میکنیم و از فلان مسیر بازمیگردیم... قبل از خواب، و قبل از بیدار شدن بچهها، مادام بوآری و سپس صخره برایتون را میخوانم!! تقریباً در چنین حال و هوایی عرفانی بودم و دیدنیهای...
-
جسدی در پارکینگ – مجموعه داستان
سهشنبه 3 فروردینماه سال 1395 11:48
شاید اکثر ما در نوجوانی تجربهی خواندن داستانهای پلیسی-جنایی را داشتهایم. دوران نوجوانی واقعاً میطلبید!... دههی شصت بود... یادم هست پولهایمان که جمع میشد، به همراه یکی از بچهمحلها برای خریدن کتابهای اینچنینی به میدان انقلاب میرفتیم. آنزمان بساط دستفروشی خیلی بیشتر از الان بهراه بود... در این ژانر بهخصوص...
-
بادی آرتیست - دان دلیلو
یکشنبه 23 اسفندماه سال 1394 13:55
داستان فرم خاص و جالبی دارد. راوی اصلی داستان یک راوی سومشخص دانای کل است که گاهی شخصیت اصلی داستان را مخاطب قرار میدهد. روایت با یادآوری صبح یک روز عادی آغاز میشود؛ صبحی که در آن، زن و همسرش صبحانه میخورند. صبحانهای در یک خانه بزرگ ییلاقی به همراه گفتگو و روزنامه و هواشناسی رادیو و تلفن و آپپرتغال و کتری و...
-
مقاومت شکننده 14- بافندگی و برازندگی!
سهشنبه 18 اسفندماه سال 1394 11:36
در قسمت قبلی به وضعیت اقتصادی ایران در طول قرن نوزدهم در قالب چند آمار پرداختیم و متوجه شدیم در راستای سیستم کشاورزیِ پولی چگونه رویکردهای کاشت محصولات کشاورزی دستخوش تغییر میشد و مثلاً وقتی صادرات گندممان هشتبرابر شد و قیمت آن یکهفتم شد رفتیم به سمت کشت تریاک و این محصول استراتژیک 25٪ صادرات ما را به خود اختصاص...
-
صحرای تاتارها - دینو بوتزاتی
سهشنبه 11 اسفندماه سال 1394 10:01
"جووانی دروگو" پس از به پایان رساندن روزهای ملالآور و سختیهای دانشکده افسری به آن چیزی که سالها در انتظارش بوده است رسیده است. شروع داستان روزی است که او برای اولین بار لباس افسری میپوشد و میبایست خودش را به قلعه محل خدمتش واقع در یک نقطهی کوهستانی در شمال برساند. چیزی که از آن به عنوان آغاز زندگی...
-
انتخابات و دامنهای خیسی که هرگز تر نمیشود!
سهشنبه 4 اسفندماه سال 1394 16:19
برخی دوستان در مورد شرکت در انتخابات سوال میکنند و وقتی جواب را میشنوند چنان به آدم نگاه میکنند که انگار خون تمامی شهیدان راه آزادی را زیر پا لگدکوب کردهام! البته خوشبختانه بهواسطه ابزارهای جدید این سوال و جوابها اکثراً مجازی انجام میشود و آن تندی نگاه مخاطب را کمتر حس میکنم اما در مجازستان هم، مخاطب با کثیری...
-
کولومبره- دینو بوتزاتی (داستان کوتاه صوتی)
دوشنبه 3 اسفندماه سال 1394 14:23
قبل از اینکه در مورد صحرای تاتارها بنویسم بد ندیدم که داستان کوتاهی از همین نویسنده را به صورت صوتی به یاد ایام قدیم در وبلاگ قرار دهم. این داستان کوتاه از لحاظ درونمایه ارتباط نزدیکی با صحرای تاتارها دارد و به نظرم پیشدرآمد خوبی برای مطلب بعد خواهد بود. این داستان را از کتاب "کولومبره و پنجاه داستان دیگر"...