X
تبلیغات
رایتل

عناوین یادداشت‌ها 

  • انتخاب کتاب در کمال خونسردی! (پنج‌شنبه 16 آذر‌ماه سال 1396 11:54)
    در خبرهای این چند روز گذشته یک مطلب بود که با لبخند برای همدیگر فرستادیم... قهرمانی تیم وزنه‌برداری یا قرار گرفتن تیم فوتبال در گروه مرگ و خبرهایی از این دست نبود بلکه قرار گرفتن کشورمان در صدر کشورهای دنیا از حیث عصبانیت! دوست داشتم بدانم شاخص‌های این ارزیابی چه مواردی بوده است... هنوزم دوست دارم! البته این نه به این...
  • آس و پاس در پاریس و لندن- جورج اورول (پنج‌شنبه 9 آذر‌ماه سال 1396 15:16)
    خیلی از نویسندگان بزرگ و مطرح دنیا گذارشان به پاریس افتاده است؛ همینگوی، مارکز، فیتزجرالد، یوسا، کوندرا، فوئنتس، تورگنیف، آستوریاس و... در میان آنها نحوه حضور جورج اورول حکایت منحصر به فردی است. اورول در 25 سالگی به پاریس رفت و تجربه حضور چندین ماهه‌اش در آنجا، دستمایه انتشار نخستین کتابش «آس و پاس در پاریس و لندن»...
  • آنجا که پنچرگیری‌ها تمام می‌شوند - حامد حبیبی (پنج‌شنبه 2 آذر‌ماه سال 1396 15:24)
    این مجموعه شامل نه داستان کوتاه است که می‌توان نقطه مشترک و محور آنها را در مقوله ترس و اضطراب طبقه‌بندی کرد. اگر موضوعاتی نظیر تنهایی یا روزمرگی هم در برخی از داستانها خودی نشان می‌دهد آنجا هم ترس از تنهایی و ترس از روزمرگی دستِ بالا را دارد. ترس و اضطراب البته تفاوت‌هایی دارند. ترس، احساسی است که در تقابل با خطرات...
  • قضیه حمار و راحت‌طلبی ما! (پنج‌شنبه 4 آبان‌ماه سال 1396 15:17)
    یکی از مشاهدات هرروزه‌ی من، هنگام خروج از ایستگاه مترو گلشهر، ورود گله‌مانند پیاده‌ها به وسط خیابان است. تعارف را باید کنار گذاشت! تماشاگرنما و راننده‌نما و مسئول‌نما و مأمورنما نداریم... این خودِ خودِ ما هستیم: مثل گله گوسفند وارد خیابان می‌شویم و راه را بند می‌آوریم. تازه به همین هم بسنده نمی‌کنیم، بلکه گاهی هم نگاه...
  • پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند-– جیمز ام. کین (دوشنبه 24 مهر‌ماه سال 1396 16:32)
    طرف‌های ظهر بود که از تو کامیونِ یونجه پرتم کردن بیرون. شب قبلش دوروبَرِ کامیونه ول گشته بودم و به محضِ این که خزیدم زیر برزنتش، خوابم بُرد. بعدِ سه هفته تو تیاجوآنا خیلی خواب لازم بودم و کماکان هم داشتم به خوابم می‌رسیدم که یه طرف برزنته رو -برا خاطرِ خنک شدنِ موتور - زدن کنار. یهو دیده بودن یه پایی از زیرش زده...
  • عمارت معصوم - گناه اصلی ما کجاست!؟ (چهارشنبه 12 مهر‌ماه سال 1396 16:39)
    کلافه هستی. مدتی است به دلیل شرایط کاری فرصت چندانی برای نوشتن در مورد کتابهایی که می‌خوانی پیدا نمی‌کنی. فرصت اینکه به وبلاگ‌های دوستان سر بزنی و در جریان امور قرار بگیری دست نمی‌دهد. برای نوشتن در مورد چند کتابی که خوانده‌ای نیاز به تمرکزی داری که فعلاً جای دیگری را نشانه گرفته است. تصمیم می‌گیری تا برای مدتی...
  • وعده‌ی ما در پیازانبار! (پنج‌شنبه 30 شهریور‌ماه سال 1396 15:28)
    قاعده‌ی این دنیا این است که هرچه رو به جلو می‌رویم هم وقایع هولناک‌تر است و هم تواتر و تداوم و فرکانسش بیشتر می‌شود. البته درعین‌حال قرص‌ها و کپسول‌های ضد درد و مُسکن‌های قوی‌تری هم به بازار آمده است و ما با استفاده از آنها بدن‌مان را بی‌حس می‌کنیم. گاهی این مسکن‌ها ناخواسته به ما تزریق می‌شود تا دوام بیاوریم و...
  • زن فرودگاه فرانکفورت - منیرو روانی‌پور (چهارشنبه 22 شهریور‌ماه سال 1396 18:15)
    هفته اولی که مشغول به کار شدم صبح‌ها با چنین صحنه‌ای در اتاق کارمان روبرو می‌شدم: همکاران دورتادور یک میز می‌نشستند و تند‌تند لقمه‌های صبحانه را فرو می‌دادند و همزمان نگاهشان روی مطالب روزنامه بالا و پایین می‌شد. بیست دقیقه برای صبحانه وقت داشتیم و بعد باید از اتاق خارج می‌شدیم و هرکس به سر کار خودش می‌رفت. هرکس...
  • راهنمای کهکشان برای اتواستاپ‌زن‌ها – داگلاس آدامز (یکشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1396 14:00)
    آرتور دنت شخصیت اصلی داستان یک آدم معمولی انگلیسی است که در یکی از مناطق حومه‌ای شهر لندن زندگی می‌کند. یک خانه معمولی دارد روی یک تپه و خارج از بافت... پنجشنبه روزی است و از قضا تازه ایشان روز گذشته، باخبر شده که خانه‌اش در طرح ساخت جاده کمربندی قرار گرفته است، به همین خاطر وقتی پنجشنبه صبح با بولدوزری که برای تخریب...
  • یادآوری - در انتظار بربرها (یکشنبه 29 مرداد‌ماه سال 1396 17:52)
    قبلاً اینجا در مورد رمان خواندنی و قابل توصیه‌ی در انتظار بربرها نوشته‌ام. داستان شهردارِ پیری که در یکی از نقاط مرزی امپراتوری بی‌نام و نشان اما آشنایی مشغول خدمت است. جایی که بومیان آن منطقه بعد از گذشت ده‌ها سال، هنوز به حاکمان جدید به چشم مهمانانی که بالاخره شرشان را کم خواهند کرد نگاه می‌کنند! امپراتوری برای حفظ...
  • خشکسالی و دروغ - محمد یعقوبی (یکشنبه 22 مرداد‌ماه سال 1396 11:21)
    داستان در یک دفتر وکالت آغاز می‌شود. آلا مشغول کوتاه کردن موهای پشت گردن همسرش امید است. آرش برادر آلا مشغول خواندن کتاب است؛ از آن کتاب‌هایی که به تفاوت‌های زنان و مردان می‌پردازد. بخش‌هایی از آن را بلند می‌خواند و همراه با امید می‌خندند. همه چیز ظاهراً بر وفق مراد است و همان روابط و حرف‌هایی که انتظارش را داریم!...
  • جانورنامه - لایوش ناگ (سه‌شنبه 10 مرداد‌ماه سال 1396 18:06)
    لایوش ناگ (1883 – 1954) از نویسنده‌های مجار است که مشهورترین اثرش "زیست‌شناسی ابزورد" است که بخش بزرگی از این اثر با عنوان جانورنامه با ترجمه آقای کمال ظاهری توسط نشر چشمه روانه بازار نشر شده است. در واقع ترجمه‌ی خوب این مترجم از "شوایک" مرا به سمت این کتاب سوق داد و یا بالعکس کتاب را به سمت من سوق...
  • پاییز پدرسالار- گابریل گارسیا مارکز (دوشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1396 09:35)
    خزان خودکامه یا پاییز پدرسالار توصیفی شاعرانه و خاص از یک دیکتاتور تیپیکال از خطه‌ی آمریکای لاتین است که البته با مختصری حذف و اضافه می‌توان بر دیکتاتورهای نقاط دیگر جهان تطبیق داد. داستان از جایی آغاز می‌شود که در تعطیلات انتهای هفته، لاشخورها با شکافتن توری پنجره‌های عمارت ریاست‌جمهوری وارد آن می‌شوند و برخی از مردم...
  • انتخابات کتاب‌های بعدی! (یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1396 15:56)
    لطفاً از هر گروه یک گزینه را انتخاب کنید. گروه اول – بریتانیایی‌ها الف) راهنمای مسافران مجانی کهکشان – داگلاس آدامز داگلاس آدامز (1952 – 2001) این کتاب را در 27 سالگی و در سال 1979 در ژانر علمی-تخیلی و با مایه‌های طنز نوشت. نمره‌ کتاب در گودریدز 4.2 است و تعداد کسانی که به این کتاب در این سایت نمره داده اند از 997000...
  • مرد یخین می‌آید- یوجین اونیل (یکشنبه 18 تیر‌ماه سال 1396 17:51)
    محل وقوع داستان میخانه‌ای کوچک است در حوالی دهه 1930 در آمریکا... در پرده‌ اول نمایش، اکثر شخصیت‌های اصلی داستان در میخانه نشسته‌اند. در واقع روی صندلی‌هایشان به خواب رفته‌اند. آنها آس‌و‌پاس‌هایی هستند که سالهاست در این میخانه جا خوش کرده‌اند. صاحب این میخانه (هاری هوپ) مردی حدوداً شصت ساله است که از بیست سال قبل و پس...
  • ابتدای حوزه استحفاظیِ (مردِ یخین می‌آید - یوجین اونیل) (یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1396 18:21)
    وقتی به مسافرت جاده‌ای می‌روید ممکن است با این تابلو مواجه شوید: "انتهای حوزه استحفاظی استان فلان" و چند متر آن‌طرف‌تر تابلویی ورود شما را به استان بعدی خوش‌آمد می‌گوید... مسافرت همین است! حالا ما هم به انتهای حوزه استحفاظی اومبرتو اکو و آونگ فوکویش رسیدیم و ضمن حفظ خاطرات خوش این بخش از مسافرت به مسیر ادامه...
  • آونگ فوکو (3) - اومبرتو اکو (یکشنبه 28 خرداد‌ماه سال 1396 12:28)
    ایسیس گفت: «مبادا نگران شوی ای موموس، زیرا تقدیر توالی تاریکی و روشنایی را مقرر فرموده است.» موموس پاسخ داد: «اما مصیبت در آنجاست که آنان خود را به طور مسلم در روشنایی می‌پندارند.» جوردانو برونو، دفع اهریمن پیروز، گفتگوی سوم ................................ یکی از دوستانم کتابخانه‌ای دارد که اکثر کتاب‌هایش در مورد...
  • آونگ فوکو (2) - اومبرتو اکو (یکشنبه 21 خرداد‌ماه سال 1396 15:44)
    مختصری از شروع داستان راویِ اول‌شخصِ داستان (کازئوبون) یک ایتالیایی جوان است. تز دکترایش در مورد محاکمه معبدی‌ها بوده است و به همین واسطه آشنایی ‌او با "یاکوپو بلبو" در یک کافه، به دوستی تبدیل می‌شود. بلبو و "دیوتالوی" در انتشارات گاراموند به کار ویراستاری مشغول هستند. این آشنایی کم‌کم به همکاری...
  • آونگ فوکو (1) - موز و حکم وجوب خواندن این کتاب! (سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1396 09:14)
    با گسترش فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی این امکان به وجود آمده است که با طرز فکر و نحوه تحلیل تعداد بیشتری از دوستان و آشنایان و حتی غریبه‌ها در خصوص مسائل جاری و غیر جاری آشنا بشویم. طبیعتاً همه‌ی این دوستان تولید محتوا نمی‌کنند بلکه از میان مطالبی که توسط آنها به اشتراک گذاشته می‌شود، می‌توانیم پی ببریم چه تیپ...
  • پرسه زیر درختان تاغ – علی چنگیزی (یکشنبه 7 خرداد‌ماه سال 1396 14:43)
    "پرویز" جوانی است که مشغول مرمت یک کاروانسرای قدیمی در کنار یک روستا در حاشیه‌ی کویر است و در اتاقی در همان کاروانسرا زندگی می‌کند؛ مثلاً تصور کنید جایی حوالی استان کرمان و سیستان و بلوچستان. خانواده‌ی او در کرمان زندگی می‌کنند، پدرش حدود سه سال قبل بر اثر سکته‌ی مغزی زمین‌گیر شده است. در ابتدای داستان مادر...
  • بعد از شب امتحان و ... (یکشنبه 31 اردیبهشت‌ماه سال 1396 12:32)
    جناب آقای رئیس جمهور روزهای پرتلاطمی بر شما و البته ما گذشت. گاهی با خودم فکر می‌کردم وقتی بر من این‌گونه می‌گذرد بر شما چگونه می‌گذرد! و از آن بالاتر در صورت انتخاب نشدن و حتی انتخاب شدن چگونه خواهد گذشت!! از حنجره‌ی شما و صدایی که از آن در روزهای آخر تبلیغات و هنگام سخنرانی‌ها بیرون می‌آمد مشخص بود که بر شما...
  • شب امتحان 2! (یکشنبه 24 اردیبهشت‌ماه سال 1396 07:13)
    وقتی من به شوهرخواهرم می‌گویم چرا کتاب نمی‌خواند؟ معمولاً یکی از شبهاتی که مطرح می‌کند این است که کتاب‌ها سانسور می‌شود و وقتی می‌دانم کتابی که به دستم می‌گیرم همانی نیست که نویسنده نوشته است یا دوست داشته بنویسد (بخصوص برای نویسندگان داخلی) اعصابم به هم می‌ریزد. ضمن اینکه با خواندن کتاب‌های سانسور شده و تبلیغ آن،...
  • شب امتحان! (چهارشنبه 20 اردیبهشت‌ماه سال 1396 15:46)
    انتخابات خیلی نزدیک است و ما مطابق معمول و مثل دوران دانشجویی، ناگهان در شب امتحان به خودمان می‌آییم و برخی از ما با دیدن حجم کتاب و جزوات دچار افسردگی می‌شویم و برخی از ما هم خیلی سریع می‌خواهیم نگاهی به کتاب و جزوات بیاندازیم و از این مرحله هم با نمره‌ی قبولی عبور کنیم. اما مجاهدت‌ها و مخاطراتِ شب انتخابات چیست!؟...
  • خدمتکار و پروفسور - یوکو اوگاوا (شنبه 16 اردیبهشت‌ماه سال 1396 09:48)
    راوی زن جوانی است که از طرف شرکت خدمات خانه‌داری جهت انجام کارهای خانه‌ی پروفسوری با خصوصیات خاص انتخاب می‌شود. تا قبل از راوی نُه خدمتکار به این خانه اعزام شده اما دوام نیاورده‌اند. پروفسور، مردی 64 ساله است که سابق بر این استاد ریاضیات بوده است اما هفده سال پیش در یک تصادف اتومبیل ضربه‌ی سختی به سرش می‌خورد و پس از...
  • طبق سنواتِ قبل! (شنبه 9 اردیبهشت‌ماه سال 1396 15:14)
    اگر بخواهم طبق روال سنوات قبل (مثل این پُست ) بهترین کتاب‌هایی که در سال گذشته خوانده‌ام را جمع‌بندی کنم قاعدتاً به لیستی که در ادامه‌ی مطلب آورده‌ام خواهم رسید. ................... پ ن 1: در اینجا و بعد از تعطیلاتِ نوروز، از دو مشکل پیش‌آمده بر سر راه کتابخوانی و وبلاگ‌نویسی نوشتم و برخی دوستان لطف کردند و اظهار...
  • کتابخانه بابل- خورخه لوئیس بورخس (پنج‌شنبه 31 فروردین‌ماه سال 1396 12:07)
    دوست عزیز از من خواسته بودید درخصوص بورخس چند جمله‌ای برای وبلاگتان بنویسم. هرچند حقیقتاً با ادبیات وبلاگ‌نویسی آشنا نیستم اما همان تذکر شما در باب کوتاه‌نویسی را سرلوحه‌ی این نوشته قرار می‌دهم. نوشتن در مورد بورخس و داستان‌های او ساده نیست، شاید از خواندنش هم سخت‌تر باشد! در نگاه اول ممکن است برای خواننده، برخی از...
  • اتحادیه شیزوفرنیان! (شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1396 08:51)
    انتخابات ریاست‌جمهوری اولین دستاوردهای خودش را بروز داد و زنگ هشدار را به صدا درآورد... باشد که گوش‌های‌مان بشنود: 1) وضعیت روانی جامعه نگران‌کننده است! روان‌پریشی شاخ و دم ندارد که... وقتی کسی حاضر است هزار کیلومتر سختی راه را بر خود هموار کند و بیاید ثبت‌نام کند، وقتی کسی کودک خردسال خود را ثبت‌نام می‌کند، وقتی...
  • ظهورِ داعشِ نرم و مزایای شرایطِ سخت! (پنج‌شنبه 17 فروردین‌ماه سال 1396 18:33)
    در اواخر سال گذشته بابت یک پروژه‌ی کاری، تیم‌هایی از سازمان ما به چین رفتند. وقتی نوبت به ما رسید آسمان تپید و آب سربالا رفت و چینی‌ها آمدند ایران! جوری هم آمدند که قوبیلای‌خان نیامده بود... بلیط برگشتشان 30 اسفند بود و لاجرم تا آخر روز 29 اسفند، از اول صبح تا تنگ غروب مشغول بررسی طرح‌ها و غیره و ذلک بودیم... و...
  • متعهد- الیزابت گیلبرت (شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1396 12:16)
    اگر "الیزابت گیلبرت" را در کتاب Eat Pray Love به یاد داشته باشید کار من برای معرفی این کتاب راحت‌تر می‌شود، در غیر این صورت باید شرح مختصری از آن کتاب بدهم. در آنجا خواندیم که الیزابت بعد از جدایی از همسرش، سفری یکساله به ایتالیا و هند و بالی انجام داد و در واقع آن کتاب، حاصل تجربیات چنین سفری بود؛ جستجویی...
  • مرگ راجر آکروید - آگاتا کریستی (سه‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1395 08:53)
    پوآرو برای گذراندن ایام بازنشستگی به دهکده‌ای کوچک نقل مکان کرده است اما معما و مرگ همه جا هست! زنی خودکشی می‌کند و چندی بعد "راجر آکروید" مرد اشرافی و ثروتمندِ دهکده، در خانه‌اش به قتل می‌رسد. تمام عناصر لازمه برای خلق یک معما پیرامون یک قتل فراهم است... خانه‌ی مقتول آکنده از "مظنونین همیشگی" است:...
( تعداد کل: 526 )
   1       2       3       4       5       ...       18    >>
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
کد جست و جوی گوگل