-
از خوششانسیهایت بگو! (2)
پنجشنبه 8 مهرماه سال 1400 15:17
دیدن قاطرهای امامزاده داوود! بیتردید یکی از خوششانسیهای بزرگ من وقتی رخ داد که خواهر بزرگترم دیپلم گرفت. ظاهراً بین او و پدرم قولوقراری گذاشته شده بود که بعد از کنکور به امامزاده داوود بروند. شبی که قرار بود فردا صبحش بروند از این قضیه باخبر شدم و آمادگی خودم را به ایشان ابلاغ کردم! آنها پس از بازگو نمودن سختی...
-
وضعیت سفید!!
پنجشنبه 1 مهرماه سال 1400 14:45
کلاسبندی تمام شد و مدرسه رسماً برای من شروع شد. سیویکم شهریور. آن زمان هم بودند مادرانی که برای بازگرداندن فرزندشان پشت در مدرسه منتظر ایستاده باشند اما اکثریت با ما بود که پیاده به خانه بازمیگشتیم. از خواهر و برادرانم تعریف «لوح زرین» را زیاد شنیده بودم و شاید باورتان نشود ولی واقعاً دوست داشتم روزی به آنجا بروم!...
-
از خوششانسیهایت بگو! (1)
پنجشنبه 25 شهریورماه سال 1400 12:17
داشتم برای دوستی از بدشانسیهایم میگفتم که ناگهان خودم را جای او گذاشتم و دیدم ای وای چه حالبههمزن شدهام! بس است دیگر! هرکسی برای خودش انبانی از بدشانسیها دارد و میتواند اگر گوشی پیدا کند مدتها برایش دکلمه کند. تصمیم گرفتم برای درمان خودم مدتی بهصورت سریالی از خوششانسیهایم بنویسم. اگر از این رهگذر لبخندی هم...
-
زندگی بر شاهراه قدیم رم - واهان توتوونتس
پنجشنبه 18 شهریورماه سال 1400 10:45
این کتاب بهنوعی یادآوری خاطرات دوران کودکی نویسنده است لذا بهتر است ابتدا کمی بیشتر او را بشناسیم. واهان توتوونتس در سال 1889 در شهری به نام مِزره در استان خارپرت (الازیغ) در ارمنستان غربی یا همان آناتولی شرقی به دنیا آمد. این مکان در آن زمان در محدوده امپراتوری عثمانی و در حال حاضر نیز در کشور ترکیه واقع شده است....
-
باخه یعنی لاکپشت - الهام اشرفی
پنجشنبه 11 شهریورماه سال 1400 13:30
این کتاب حاوی یازده داستان کوتاه است که به نوع خاصی که در ادامه اشاره خواهم کرد به یکدیگر مرتبط شدهاند. یکی از تعاریف رایج به ما میگوید که داستان کوتاه برشی از یک زندگی است؛ طبعاً در مقایسه با رمان که چشمانداز وسیعتری را مد نظر دارد در داستان کوتاه فرصتی برای ارائه و پرداختی از کل یک زندگی یا مجموعهای از وجوه یک...
-
جنگ و صلح- لئو تولستوی
سهشنبه 2 شهریورماه سال 1400 16:35
داستان با یک مهمانی اشرافی آغاز میشود؛ جایی که تقریباً تمام شخصیتهای محوری داستان مستقیم یا باواسطه حضور پیدا میکنند. اهمیت و کارکرد چنین مهمانیها و محافلی در جامعه آن روز روسیه بهنحو استادانهای بازسازی میشود و علاوه بر آن نشان میدهد که عقربه احساسات عمومی (حداقل در میان اشراف روس) به کدام سمت در حال تغییر جهت...
-
تولستوی، با هر نوع نگارش یا تلفظی!
چهارشنبه 20 مردادماه سال 1400 13:32
در نهم سپتامبر سال 1828 در خانوادهای اشرافی در دهکدهای واقع در 200 کیلومتری جنوب مسکو به دنیا آمد. پدر و مادرش را در کودکی از دست داد و زیر نظر خویشاوندانش بزرگ شد. در سال 1844 در دانشگاه قازان به تحصیل زبانهای شرقی و حقوق پرداخت اما آن را نیمهتمام گذاشت. تولستوی در سال 1851 پس از بالا آوردن قرضی سنگین در قمار، به...
-
کثرت شخصیتهای جنگ و صلح!
پنجشنبه 14 مردادماه سال 1400 09:53
در قسمت قبل اشارهای به رویکرد تولستوی به تاریخ شد؛ او اعتقادی به تاریخنویسی بر اساس زندگی و اعمال و تصمیمات شخصیتهای بزرگ تاریخی یا اندیشمندان اثرگذار نداشت. در واقع سوالی که همواره پیشِ روی فعالان عرصه تاریخ بوده این است که وقایع تاریخی چگونه رخ میدهند؟! یکی از پاسخهای قدیمی به این سوال همان اراده خداوند و...
-
به جنگ و صلح نزدیک میشویم!
شنبه 9 مردادماه سال 1400 17:57
«لکوموتیوی در حرکت است. محرک آن چیست؟ روستایی میگوید شیطان است که آن را حرکت میدهد. دیگری میگوید علت حرکت لکوموتیو آن است که چرخهای آن میچرخند. سومی به تأکید میگوید که علت حرکت آن دودی است که باد با خود میبرد. گفته مرد روستایی را نمیتوانیم به سادگی رد کنیم. او توضیحی قاطع و کامل یافته است. برای رد گفته او باید...
-
اسلحه، میکروب، و فولاد – جرد دایموند
دوشنبه 28 تیرماه سال 1400 09:21
سالها قبل یک سیاستمدار محلی در «گینه نو» با یک سفیدپوست که هر ساله برای تحقیق در رابطه با پرندگان به گینه رفتوآمد داشت آشنا میشود. احتمالاً در ذهن این سیاستمدار سوالاتی پیرامون فایده تحقیق درخصوص پرندگان شکل گرفته است اما آن را کنار گذاشته و از این محقق سوال میکند که چرا و چگونه شما سفیدپوستها توانستید به جایی...
-
مکتوب خدمت مدیرعامل محترم بعدی!
پنجشنبه 17 تیرماه سال 1400 14:49
کاملاً محتمل است پسفردا روزی مدیرعامل جدیدی برای ما منصوب شود و اگر با همین فرمان جلو برویم قابل تصور است که از دفتر ایشان فردی با من تماس بگیرد که «چه نشستهای میله! برخیز و مکتوب کن!»؛ خُب شرط عقل آن است به جای آنکه در تماس فوق بگویم «چه مکتوب کنم؟!» یا «مکتوب کردن نمیدانم!» از الان به مهمترین معضل سازمان از نگاه...
-
روملو گایهگوس، آسوده بخواب که ما...!
پنجشنبه 10 تیرماه سال 1400 13:32
یکی از جوایز معتبر ادبی در منطقه آمریکای جنوبی جایزهایست به نام «روملو گایهگوس» که از لحاظ مادی و در مقیاس جهانی نیز جایزه ارزشمندی است (صدهزار یورو). این جایزه در سال 1964 توسط رئیسجمهور وقت کشور ونزوئلا (رائول لئونی) و به نام یکی از مطرحترین نویسندگان آن کشور پایهگذاری شد. روملو گایهگوس (1884-1969) کارش را از...
-
خواهرم قاتل زنجیرهای - اویینکان بریتوِیت
چهارشنبه 2 تیرماه سال 1400 13:48
راوی اولشخص داستان زنی جوان به نام «کورده» است؛ پرستاری وظیفهشناس، کاری، با وسواسِ تمیزی. او به همراه مادر و خواهرش در خانهای بزرگ و لوکس در لاگوس (بزرگترین و مهمترین شهر نیجریه) زندگی میکند. خواهرِ راوی (آیولا) دختری است زیبا و بسیار مورد توجهِ مردان؛ خصیصهای که کورده از آن بهره چندانی ندارد. آیولا به غیر از...
-
انتخاب کتابهای بعدی
سهشنبه 25 خردادماه سال 1400 18:16
الان به واقع دل شیر میخواهد که انتخابات کتابهای بعدی را برگزار کنیم! البته نه از باب ترس یا عذاب وجدان و امثالهم بلکه فقط از باب کهیر!! ...بگذریم. مطابق جداول موجود نوبتهای بعدی به روسیه، آسیای غربی و ایتالیا اختصاص خواهد داشت پس هر سه انتخاب را در همین پست برگزار میکنم که حداقل تا ماه آینده انتخاباتی نداشته...
-
آداب بیقراری -– یعقوب یادعلی
سهشنبه 18 خردادماه سال 1400 12:58
مهندس کامران خسروی که در یکی از ادارات دولتی مرتبط با مراتع و آبخیزداری در یک شهرستان مشغول به کار است، بعد از چهار سال زندگی مشترک با همسرش دچار مشکلاتی شده است. یکجور یکنواختی و ملال. بعد از دعوایی که داشتهاند، همسر به خانه پدرش در اصفهان رفته است و حالا کامران باید تصمیم بگیرد و کاری بکند. داستان وقتی آغاز...
-
ابداع مورل - آدولفو بیوئی کاسارس
دوشنبه 10 خردادماه سال 1400 15:57
راوی اولشخصِ داستان، مردی است از اهالی آمریکای جنوبی (ونزوئلا) که از سوی قانون تحت پیگرد است و با توصیه و کمک یک فرشفروشِ ایتالیایی در کلکته، خود را به جزیرهای متروکه و عجیب رسانده است تا از دسترس مأمورین خارج گردد. به گفتهی این دوست ایتالیایی هیچ بنیبشری نمیتواند در این جزیره دوام بیاورد کما اینکه عدهای...
-
وقت سکوت - لوئیس مارتین سانتوس
پنجشنبه 30 اردیبهشتماه سال 1400 15:06
«پدرو» پزشکِ محقق جوانی است که در یک موسسه تحقیقاتی بر روی سرطان کار میکند. موضوع تحقیق او این است که سرطان عامل وراثتی دارد یا اینکه محیط نیز در این امر موثر است. در مسیر این تحقیقات نوع خاصی از موشهای آزمایشگاهی مورد نیاز اوست که از آمریکا وارد میشود. دونپدرو رویایی در سر دارد و آنهم کسب جایزه نوبل است و داستان...
-
ماهیها در شب میخوابند – سودابه اشرفی
شنبه 18 اردیبهشتماه سال 1400 18:31
«طلایه» زنی از نسل اول مهاجران بعد از انقلاب است. در ابتدای داستان روی پیغامگیر تلفن خانهاش صدای برادرش «علی» را میشنود؛ برادری که سالهاست هیچ ارتباطی با هم ندارند و نوعی احساس تنفر از علی در طلایه مانع از اتصال ارتباط آنهاست. تکرار پیامهای علی، طلایه را به سالهای کودکی و نوجوانی در سالهای پیش از انقلاب میبرد....
-
بهترین رمانهایی که در سال 1399 خوانده شد!
پنجشنبه 9 اردیبهشتماه سال 1400 14:50
در اوایل هر سال و ایام نمایشگاه (ره!)، معمولاً بهترین کتابهایی که سال گذشته در موردشان در وبلاگ نوشتهام را انتخاب میکردم و در کنار منتخبین سالهای قبل قرار میدادم. بدینترتیب به مرور لیستی به دست آمده و میآید که شاید بتواند به کار انتخاب رمان توسط دوستان بیاید. امیدوارم در کنار بررسیها و تحقیقاتی که دوستان برای...
-
آبی تر از گناه – محمد حسینی
چهارشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1400 14:04
راوی اولشخص داستان مردی است متهم به قتل که به درخواست بازجو یا بازجویانِ خود در حالِ نوشتن در مورد خودش و شرح آشنایی و ارتباطات خود با مقتول یا مقتولین است. شغل راوی ویراستاری و نمونهخوانی است که طبعاً درآمد چندانی عاید او نمیکرده ولذا بالاجبار (مطابق اولین اعترافات) برای گذران زندگی در روزهای فرد هفته به خانه...
-
انتخاب کتابهای بعدی
سهشنبه 24 فروردینماه سال 1400 17:24
نوبت به نویسندگان اسپانیاییزبان رسید. گزینههای انتخابات را در دو گروه قرار دادهام: گروه اول سه کتاب از سه نویسنده اسپانیایی است و در گروه دوم نیز به سراغ آمریکای جنوبی و کشور آرژانتین خواهیم رفت. برای اینکه در فضای درستی قرار بگیرید فرض کنید در مکانی قرنطینه شدهاید (البته بلا به دور) و در آن مکان این کتابها...
-
دفتر بزرگ – آگوتا کریستوف
سهشنبه 17 فروردینماه سال 1400 17:28
دفتر بزرگ روایتی دیگر از مصائب فراوان جنگ است. مادری پسران دوقلوی هشتنهسالهی خود را از شهری بزرگ که در معرض بمباران و گرفتار قحطی است به نزد مادر خود در شهری کوچک میبرد تا باصطلاح مادربزرگ از نوههای خود نگهداری کند. مادربزرگ زن حسابگر و خشنی است. خانه او در باغی در انتهای شهر است. مادربزرگ محصولات باغش را هر هفته...
-
روسلان وفادار – گئورگی ولادیموف
یکشنبه 8 فروردینماه سال 1400 16:33
پس از مرگ استالین و روی کار آمدن خروشچف برخی رویکردهای حزب حاکم در شوروی مورد تجدیدنظر قرار گرفت و دورهای آغاز شد که از آن تحت عنوان «ذوب شدن یخها» یاد میکنند. از جمله این تغییرات، تعطیلی و برچیدهشدن اردوگاههای کار اجباری (همان گولاکهای معروف) بود. این اردوگاهها که معمولاً در نقاط سردسیر و دورافتاده قرار...
-
کرونا آتش زده بر خرمنم!
شنبه 30 اسفندماه سال 1399 09:26
سالی را پشت سر میگذاریم که شنیدن تعداد مرگومیر به صورت روزانه در کشورمان و دنیا به امری عادی تبدیل شده بود. انگار هر روز چند اپراتور در سراسر دنیا به اشتباه یا به هر دلیلی دست روی دگمهها میگذاشتند یا گویی چند متعصب از ادیان مختلف در چندین نقطه از این دنیای گلوگشاد هر روز به عبادتگاه دیگران وارد شده و رو به سوی...
-
نگویید چیزی نداریم - مادلین تین
پنجشنبه 14 اسفندماه سال 1399 14:27
«نگویید چیزی نداریم» داستان زندگی مردم (بهطور عام و هنرمندان بهطور خاص) در ذیل یک نظام استبدادی است و اینکه چه بلایی بر سر شهروندانِ چنین نظامهایی میآید. طبعاً مستبدین در بلاد مختلف با توجه به خلاقیتهایشان میتوانند قصهها و خردهقصههای متعددی خلق کنند اما همواره میتوان وجوه مشترکی بین آنها یافت. محوریترین...
-
پیشدرآمدی به رمان «نگویید چیزی نداریم»
پنجشنبه 7 اسفندماه سال 1399 14:16
پیش از این در قالب دو رمان «امپراطوری خورشید» و «ذرت سرخ» با چینیها در سالهای منتهی به جنگ جهانی دوم و اندکی پس از آن همراه شدیم. «نگویید چیزی نداریم» به خوبی میتواند ما را به سالهای پس از آن تا دههی هشتاد ببرد. به عنوان پیشدرآمدی بر این رمان بد ندیدم مختصری این دوران را با هم مرور کنیم. پس از پایان جنگ جهانی و...
-
پاسخ به آینده!
سهشنبه 28 بهمنماه سال 1399 17:28
چند شب پیش خوابی دیدم که در نوع خودش جالب بود. نشسته بودم روی مبل که یک خانمی همسن و سال خودم آمد طرفم و رو به من خطاب کرد: «بابابزرگ میشه یه سوال ازتون بپرسم؟». من هم بدون اینکه جا بخورم اجازه دادم و این نوهی میانسال به یکی از اقدامات استراتژیکِ من در جوانی اشاره کرد و پرسید منظور من از به کار بردن عبارت «بلند مدت»...
-
سفید بینوا - شروود اندرسون
یکشنبه 19 بهمنماه سال 1399 16:06
یادم هست موقع خواندن «رگتایم» (1975) به این فکر میکردم که دکتروف چگونه چنین داستان پهندامنهای را خلق و نواها و آواهای مختلف را همچون نتهای موسیقی کنار هم قرار داده است. بعدها به تریلوژی «یو اس ای» (دهه1930) جان دوسپاسوس برخوردم و متوجه شدم رگتایم روی دوش چه اثر سترگی ایستاده است. این البته به هیچ عنوان ارزش اثر...
-
انتخابات کتابهای بعدی
شنبه 11 بهمنماه سال 1399 18:21
بعد از خواندن چهار رمان از ادبیات آمریکا و تاثیری که بر بهبود فضای اجتماعی آن دیار گذاشتیم! حالا با عزمی جزم به سمت شرق متمایل میشویم تا ببینیم آنجا چه خبر بوده و چه خبر خواهد شد! اولین اثر کتابی است با عنوان «نگویید چیزی نداریم» اثر نویسنده چینیتبار کانادایی «مادلین تین» که داستانش ما را به فضای بعد از روی کار آمدن...
-
بهترین رمانهایی که در سال جاری و سالهای قبل خوانده شد!
چهارشنبه 8 بهمنماه سال 1399 13:24
در اوایل هر سال و ایام نمایشگاه، معمولاً بهترین کتابهایی که سال گذشته در موردشان در وبلاگ نوشتهام را انتخاب میکردم و در کنار منتخبین سالهای قبل قرار میدادم. بدینترتیب به مرور لیستی به دست آمده و میآید که شاید بتواند به کار انتخاب رمان توسط دوستان بیاید. با توجه به برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب یکی از دوستان...