-
عشق های خنده دار میلان کوندرا
جمعه 6 دیماه سال 1392 19:26
بیچاره میلان! طبیعی است که با تیتر مطلب و حال و هوای اینجا کسی فکر نمی کند که منظورم حال نزار تیم میلان در این فصل کالچیو است...فی الواقع این فصل خواهد گذشت و فصل آتی وقت برای جبران بسیار است...اما این میلان چه بگوید؟! هفت داستان کوتاه را در کنار هم قرار داده است تا مجموعه ای را شکل دهد با عنوانی مستقل از عناوین...
-
مادربزرگت رو از این جا ببر دیوید سداریس
شنبه 23 آذرماه سال 1392 07:26
یک مجموعه داستان کوتاه که در آن نویسنده با زبان طنز به بیان بخشی از اتفاقاتی که در گذشته آنها را تجربه کرده است می پردازد. این نویسنده و طنزپرداز آمریکایی، همانطور که از نامش پیداست, پدری یونانی تبار داشته است که در برخی از این داستانها و به خصوص داستان مادربزرگت را از... به خانواده پدری اش اشاره می کند. داستانهای این...
-
اعتماد آریل دورفمن
جمعه 15 آذرماه سال 1392 10:57
زن جوانی وارد اتاقی در یک هتل در پاریس می شود و زنگ تلفن همان موقع به صدا در می آید.آن طرف خط تلفن مردی است که اطلاعات کاملی در مورد زن (باربارا) دارد. نامزد باربارا (مارتین) در سازمانی مخفی فعالیت می کند و تحت عنوان ادامه تحصیل به پاریس آمده است و در واقع این مرد (لئون) مسئول مستقیم مارتین است. لئون تحت عنوان این که...
-
زندگی در پیش رو رومن گاری
شنبه 9 آذرماه سال 1392 10:35
راوی نوجوانی چهارده ساله است که برای ما از آنچه پشت سر گذاشته است صحبت می کند. ما یعنی مای خواننده باضافه کسانی که در داستان مخاطب این نوجوان هستند و او دارد برای آنها به صورت شفاهی خاطراتش را می گوید...تقریبن می شود گفت که نویسنده تلاش نموده تا از زبان یک نوجوان سخن بگوید نه از قلم او , این تفاوت در نثر داستان و نظم...
-
وجدان زنو ایتالو اسووو
شنبه 2 آذرماه سال 1392 09:25
دکتری روانکاو دست نوشته های یکی از بیمارانش به نام زنو کوزینی را منتشر می کند و در مقدمه آن اشاره می کند که دلیل انتشار این شرح حال, انتقام جویی است. او همچنین ذکر می کند که علاقمند است عواید ناشی از فروش کتاب را با بیمارش نصف کند اگر زنو به پای میز معالجه بازگردد. پس از این مقدمه کوتاه ما با دست نوشته های زنو که به...
-
نه داستان جی.دی. سلینجر
سهشنبه 14 آبانماه سال 1392 10:12
در کشور ما یک نویسنده داستانهای کوتاه به طور معمول چند داستان کوتاه می نویسد و به نزد ناشر می رود و... نهایتن خود نویسنده تلاش می کند که این داستانها همگن یا مکمل یا یک نوع آرایش خاص تاکتیکی داشته باشد. خب بدین ترتیب خیلی بدیهی است که مجموعه داستانی اینچنینی معمولن چگونه از آب در می آید! روال معمول در دنیا چیز دیگری...
-
انتخاب کتاب
شنبه 11 آبانماه سال 1392 20:15
لطفن از میان گزینه های زیر دو کتاب را انتخاب کنید: 1- آلیس یودیت هرمان محمود حسینی زاد نشر افق 2- آنها به اسبها شلیک می کنند هوراس مک کوی محمدعلی سپانلو نشر باغ نو 3- ابداع مورل آدولفو بیوئی کاسارس مجتبی ویسی نشر ثالث 4- اپرای شناور جان بارت سهیل سمی نشر ققنوس 5- اعتماد آریل دورفمان عبدالله کوثری نشر آگاه 6- در جاده...
-
صبحانه
یکشنبه 5 آبانماه سال 1392 15:54
داشتیم سر میز کار صبحانه می خوردیم ؛ کاری که به مدد ساعت شروع کار پادگانی مان گریزناپذیر است ؛ و لقمه های نان سنگک و پنیر و گوجه را یکی یکی بلع می نمودیم. حقیقتن هر کاری که انجام می دهیم باید حواسمان شش دانگ به همان کار باشد تا علاوه بر صحت انجام آن , مزایای جانبی اش نیز نصیبمان شود. که البته در این فقره حواسمان همه...
-
تعطیلات 4
چهارشنبه 1 آبانماه سال 1392 13:03
راستش اگر فکر می کنید من قصد دارم سفر عید نوروز گذشته را آن قدر کش بدهم که به عید سال بعد بچسبانم و از این طریق به حیات هفته ای یک پست خودم ادامه بدهم به شما حق می دهم! اما حالا برای این که شوکی به خودم و شما وارد کنم باقی سفر را که انصافن می شد حالا حالا ها ادامه اش داد یکجا می ریزم روی ...دایره؟...داریه؟... بعد از...
-
ابر ابله ارلند لو
سهشنبه 23 مهرماه سال 1392 08:19
راوی مرد جوان 25 ساله ایست که حال چندان روبراهی ندارد. دچار دلزدگی خاصی نسبت به زندگی کسالت بار و ساده اش شده است و باصطلاح خودش , ناگهان همه چیز برایش بی معنا شده است و از این هراس دارد که دیگر هیچ وقت شور و اشتیاقی در زندگی نداشته باشد. به سادگی به دانشگاه می رود و از ادامه تحصیل انصراف می دهد و به روزنامه ای هم که...
-
بیست و یکم مهر
شنبه 20 مهرماه سال 1392 21:17
فردا بیست و یکم مهر ماه , هم تولد سیخ بدون کباب است و هم تولد خاتمی! پسر من از من توقع زیادی دارد و من هم از خاتمی توقع زیادی داشتم! خاتمی نتوانتست همه انتظارات مرا برآورده کند و مطمئنن من هم نمی توانم همه انتظارات پسرم را برآورده کنم. من برای پسرم خوب قصه می خوانم و خاتمی هم انصافن خوب سخنرانی می کرد! معادلات ساده...
-
هشتاد و دو نامه صادق هدایت به حسن شهید نورائی (به کوشش ناصر پاکدامن)
جمعه 12 مهرماه سال 1392 16:50
1- حتمن همگی متفق القول هستید که خواندن مکاتبات خصوصی دیگران چه لذتی دارد! یعنی لذتی که در خواندن نامه هست در خواندن یک کتاب ... نیست. جای خالی را هم خودتان به سلیقه خودتان پر کنید. 2- گاهی ممکن است خواندن نامه های یک فرد به ما در شناخت آن فرد کمک کند. همیشه این گونه نیست اما در بیشتر اوقات این گونه هست. 3- گاهی ممکن...
-
بوف کور (4) صادق هدایت
چهارشنبه 3 مهرماه سال 1392 13:25
المتفرقات! نوشتن در مورد این کتاب عجیب و کبیر و در عین حال کوتاه می تواند تمامی نداشته باشد, به شرط این که چیزی در چنته باشد... به صورت پراکنده یک سری چیزها را اینجا می نویسم که می تواند به قول یکی از دوستان ایستگاه هایی برای تفکر باشد. شاید بعدها اگر چاپ پدر و مادر داری از این کتاب را به دست آوردم و دوباره خواندم...
-
بوف کور (3) صادق هدایت
سهشنبه 2 مهرماه سال 1392 22:22
دوگانه رجاله – غیر رجاله برای درک بهتر تغییرات حاصل شده از این مواجهه (نقطه عطف , آنیما, چشمهای زن اثیری, خود, زن درون و...) به مهمترین نکته از نکات شش گانه پست قبل از نگاه خودم می پردازم؛ یعنی خروج راوی از جرگه آدمها یا به تصریح خود متن در تفسیر آدمها , خروج از جرگه رجاله ها (به فتح را و تشدید جیم). رجاله ها در...
-
بوف کور (2) صادق هدایت
یکشنبه 31 شهریورماه سال 1392 08:28
مخاطب راوی مخاطب خود را "سایه" اش عنوان می می کند. همین سایه ای که جلوی چراغ روی دیوار افتاده است (البته اگر چراغ جلوی راوی باشد سایه قاعدتن باید پشت راوی روی دیوار بیافتد!)...همین سایه روی دیوار که هرچه راوی می نویسد با اشتها می بلعد (پس چراغ در زاویه ایست که سایه روی نوشته ها افتاده است! این علامت تعجب ها...
-
بوف کور (1) صادق هدایت
پنجشنبه 28 شهریورماه سال 1392 11:47
مقدمه لازم آندره برتون پایه های مکتب سورآلیسم را بر روی فعالیت ضمیر ناخودآگاه قرار داد. از دید سورآلیست ها واقعیت برتر در ضمیر ناخودآگاه انسان پنهان شده است و هر آنچه از سوی ناخودآگاه بیرون می آید واقعیت است, لذا برای دستیابی به آنچه که در اعماق ذهن انسان می گذرد , می بایست ذهن را از قیود مختلف آزاد نمود و با نوعی...
-
مقدمه ای بر مطلب بعدی
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 21:46
می دانم که در این روزهایی که دانشجویان دانشگاه های مختلف مدام روی دست هم بلند می شوند و رکوردها را جابجا می کنند و مسئولان کتاب گینس را دچار – بی ادبی است – گه گیجه نموده اند ، نوشتن مقدمه بر مطلب بعدی کار مهمل و بی ارزشی است. اما چه کنم که به انجام کارهای مهمل معتاد شده ام. روزگار گاهی استادی خود را در برپا کردن طنز...
-
بیگ بنگ
چهارشنبه 13 شهریورماه سال 1392 14:21
به صفحه 175 می رسم...همان ابتدای صفحه...جمله ای که می خوانم یک لحظه مرا در حالتی کشف و شهود گونه قرار می دهد. می خواهم همچون ارشمیدس , اورکا اورکا گویان از حمام بزنم بیرون ؛ منتها نه من در حمام هستم و نه این کشف ارزش چنین جامه درانی ها و نقاب افکنی ها را دارد.راستش علاوه بر اینها , مردم هم عوض شده اند. همان زمان...
-
کراوات قرمز
جمعه 8 شهریورماه سال 1392 07:27
عینکش را که برداشت , با دست راستش قسمت بالای دماغش را مالش داد. وقت خواب بود. چراغ مطالعه , روی میز را روشن کرده بود , روشنایی خفیفی از چراغ راهرو وارد اتاق می شد اما فضای اطراف میز تاریک بود. کاغذهای پراکنده روی میز را دسته بندی کرد. از روی صندلی بلند شد و همزمان با دست چپ چراغ مطالعه را خاموش کرد... اما اتاق...
-
پرنده خارزار کالین مک کالو
یکشنبه 3 شهریورماه سال 1392 13:21
مقدمه غیر لازم اگر کتاب را خوانده اید و یا فیلم ساخته شده بر اساس این کتاب را دیده اید با خیال راحت به خواندن مطلب ادامه دهید. در غیر این صورت ممکن است تصمیم به خواندن کتاب داشته باشید یا تصمیم به خواندن نداشته باشید! اگر تصمیم به خواندن ندارید که با خیال راحت به خواندن مطلب ادامه بدهید... ولی اگر تصمیم به خواندن...
-
آویشن قشنگ نیست حامد اسماعیلیون
یکشنبه 27 مردادماه سال 1392 18:03
برنده عنوان بهترین مجموعه داستان اول در نهمین دوره جایزه بنیاد گلشیری سال 1388 و تقدیر شده در جایزه ادبی روزی روزگاری همان سال... این چیزی است که روی جلد این کتاب کوچک 76 صفحه ای جلب توجه می کند (منهای طرح جلد ساده و تامل برانگیزش که در ادامه باهاش دست و پنجه ای نرم خواهم کرد). البته 76 صفحه را با توجه به مشخصات مندرج...
-
طعم نان هاینریش بل
یکشنبه 20 مردادماه سال 1392 16:16
مجموعه 8 داستان کوتاه از نویسنده نوبلیست آلمانی هاینریش بل که در فاصله سالهای 1949 تا 1951 نگاشته شده است. داستانها عمومن به فضای آلمان بعد از جنگ که با فقر و تورم و مشکلات اقتصادی اجتماعی دست به گریبان بود, اختصاص دارد. طعم نان : لذت خوردن نان توسط یک مرد گرسنه... مرگ لوهن گرین : پسرک فقیری که از برداشتن ذغال از واگن...
-
انتخاب کتابهای ماه جاری
دوشنبه 14 مردادماه سال 1392 09:38
چند روز قبل فرصتی دست داد و یک سفر کوتاه یک روزه به الموت رفتم...از هوای خنک و مناظری که برای من دیدنی بود که بگذریم و سفرنامه مربوطه و اینا...یک نکته را به عنوان پیش آگهی یا هرچیز دیگری , چون برام جالب بود اینجا می نویسم. موقعی که اون بالا ایستاده بودم و به پایین نگاه می کردم , احساسات عجیب و غریبی بهم دست داد که...
-
خرمن سرخ داشیل همت
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1392 13:46
یکی از کارآگاهان یک شرکت کارآگاهی به دعوت مدیر روزنامه شهر پرسون ویل (در تلفظ مردم محلی پویسون ویل) وارد شهر می شود. در هتلی مستقر می شود و با دعوت کننده اشتماس می گیرد و برای ساعت 10 شب در خانه او قرار می گذارد. در ساعت مقرر به محل قرار می رود و مدتی به انتظار می نشیند اما فرد مورد نظر نمی آید چرا که در چند خیابان آن...
-
خرده جنایت های زناشوهری اریک امانوئل اشمیت
یکشنبه 6 مردادماه سال 1392 09:21
نمایشنامه ای در یک پرده , رمان کوتاهی در قالب یک نمایشنامه یا به قول یکی از دوستانم یک دیالوگ بلند دو نفره... هرچه که هست , مانند اثر قبلی ای که از این نویسنده خواندم ( نوای اسرارآمیز ) یک اثر دلنشین برای هر نوع سلیقه ای است. داستانی ساده و کم حجم اما پرکشش و با تعلیق های متعدد. لیزا و ژیل وارد آپارتمان لیزا می شوند....
-
تعطیلات (3)
پنجشنبه 3 مردادماه سال 1392 07:27
در ادامه مسیر از ملایر بیرون می آییم و در سمت جنوب به فاصله کمتر از نیم ساعت به شهر سامن می رسیم. امروز تیر گردشگری مان چند بار به سنگ خورده است. در آشتیان به هوای موزه صنایع دستی به خانه معتمد الایاله رفته ایم که به در قفل شده برخورده ایم. یک مکان دیگر هم تابلوی ملک خصوصی خورده بود. سیخ از روی نقشه یه غار پیدا کرده...
-
تمام زمستان مرا گرم کن علی خدایی
جمعه 28 تیرماه سال 1392 13:03
"تمام زمستان مرا گرم کن" مجموعه 10 داستان کوتاه است که منتقدین و اهل فن معمولن چنین داستانهایی را در رده داستانهای کوتاه پست مدرن, دسته بندی می کنند. نمی دانم این واژه پست مدرن یا پسامدرن چه چیزی در ذهن شما تداعی می کند ولی خودم را اگر در چنین شرایطی قرار بدهم ... (یعنی مثلن دوستی , کتابی را جلوی چشمم نگه...
-
دختر پرتقال یاستین گوردر
یکشنبه 23 تیرماه سال 1392 12:53
پسری پانزده ساله که پدرش را در چهار سالگی از دست داده است به نوشته ای از پدرش دست پیدا می کند که پدر قبل از مرگش خطاب به او نوشته است. در این نوشته پدر از عشقش به دختری می گوید که در برخورد اول کاپشنی نارنجی رنگ به تن دارد و پاکتی پرتقال در بغل... این داستان عاشقانه آرام ,حاصل جمع نوشته های پدر و اضافات پسر است ؛...
-
انتخاب سه کتاب بعدی
جمعه 21 تیرماه سال 1392 17:48
به خاطر این که زود به زود مزاحم دوستان نشوم و همچنین برنامه خواندن کتاب کمی شفاف تر بشود یک انتخابات سه بخشی برگزار می کنیم... لذا از هر بخش به یک گزینه رای بدهید (لازم به ذکر است که ترجمه معرفی شده صرفن ترجمه ایست که من در کتابخانه دارم و ممکن است که ترجمه دیگری هم داشته باشد که بهتر یا بدتر باشد!) : بخش اول (جنایی)...
-
سیمای زنی در میان جمع هاینریش بل
دوشنبه 17 تیرماه سال 1392 18:21
لنی زنی 48 ساله با قد 171 سانتی متر و 68 کیلو وزن ، با موهای بلوند و چشم های آبی و مشخصات فیزیکی دیگری که در پاراگراف اول داستان بیان می شود یک زن میانسال زیبای آلمانی است. او در حال حاضر بعد از 27 سال کار کردن که بیشتر زمان آن اشتغال به امر گل آرایی (درست کردن تاج گل جهت تشییع جنازه و...) بوده است، بیکار است و اندک...