-
چه کسی از دیوانه ها نمی ترسد؟ مهدی رضایی
یکشنبه 24 دیماه سال 1391 15:26
آرمان پاکروان(راوی داستان) معلم جوانی است که ادبیات درس می دهد و همسرش نیز در یک مجله خانوادگی مشغول به کار است و در آپارتمانی زندگی می کنند که یک پیرمرد وبلاگ نویس هم در همسایگی آنهاست. همسایه ای که گاه راوی را خفت می کند تا مطالب وبلاگ یا ایمیل های فورواردی را برایش بخواند. همسرش هم نامه ای طولانی از یکی از...
-
مکاشفات البلاق فی کرامات الباجناق
چهارشنبه 20 دیماه سال 1391 21:41
چند شب قبل مراسم رونمایی از اولین باجناق برگزار شد. باجناق مدل 2013 ... البته من نه به بدشگون بودن 13 اعتقادی دارم و نه اساسن حساسیتی به موجودی به نام باجناق...بوخودا , چرا باورتون نمیشه آخه؟! حالا درسته که دلم برای دیدن باجناق لک نزده بود یا از لوس بازی هایی مثل از راه نرسیده بابا مامان گفتن و اینا خوشم نمی آد اما...
-
رنج های ورتر جوان یوهان ولفگانگ گوته
یکشنبه 17 دیماه سال 1391 00:11
ورتر ( werther ) اشراف زاده جوانی است که از دانشگاه در رشته حقوق فارغ التحصیل شده است و برای استراحت وارد شهر کوچک ییلاقی می شود. در یک مهمانی با شارلوت (دختر قاضی محلی) آشنا می شود و دل بسته او می گردد. شارلوت اما به مردی شریف (آلبرت) وعده داده شده است ! مثلثی عشقی شکل می گیرد و همه چیز مهیای رنج کشیدن ورتر جوان می...
-
چرا پست قبل نوشته شد؟
سهشنبه 12 دیماه سال 1391 18:12
فکر کنم به جای ادای دو کلمه , و یک مقدار سخنرانی! بهتر باشه اول به نحوه شکل گرفتن پست قبل اشاره ای بکنم. چند وقت پیش که اثر معروف گوته "رنجهای ورتر جوان" را دست گرفتم در مقدمه اش(در کتابی که من خواندم مقدمه ایست که از نظر من شاهکار بود و هنگام نوشتن پست مربوطه توضیح خواهم داد) مختصری فضای اجتماعی پاریس و...
-
حدس بزن پلیز!
یکشنبه 10 دیماه سال 1391 17:28
این متن را بخوانید (پیشاپیش از منزجر کننده بودن آن معذرت می خواهم): جلاد میله ای آهنی را در دیگی که پر از روغن جوشان بود فرو برد و سخاوتمندانه بر روی هر یک از زخمها ریخت. آنگاه طنابهایی که بنا بود به اسب ها بسته شود با ریسمانهای کوتاه تری به بدن مرد محکوم بسته شد. سپس دست ها و پاهای محکوم را هر یک به یک اسب بسته......
-
لب بر تیغ حسین سناپور
پنجشنبه 7 دیماه سال 1391 07:27
داوود یک جوان خلافکار یک لاقبایی است که دلبسته سمانه , دختر 18 ساله یک مدیر بانک می شود و مدام با موتور خود دور و بر او می پلکد و او را زیر نظر دارد. همین امر به او این امکان را می دهد که وقتی سه مرد اجیر شده می خواهند سمانه را بربایند از راه برسد و چاقوی خود را به کار بیاندازد و... و اما بعد... 1- من به عنوان یک...
-
جامعه مدنی چرتی
دوشنبه 4 دیماه سال 1391 15:52
یکی از احمقانه ترین نمایش هایی که گاه گاه روی پرده میاد همین انتخابات فدراسیون های ورزشی است. البته نباید عصبانی شد...درسته... به جای احمقانه باید گفت قابل تامل... نه آخه جدن قابل تامله... چهل و چهار پنج نفر از هیئت های استانی و فلان و بهمان جمع می شوند دور هم تا رییس فدراسیون را انتخاب کنند. نتیجه هم که در این چند...
-
یلدا و فریدمن و انتخابات
پنجشنبه 30 آذرماه سال 1391 13:37
پیش ن 1: هنوز با همه دردم امید درمانست که آخری بود آخر شبان یلدا را (سعدی) این هم از حافظانه ما: آن همه ناز و تنعم که خزان میفرمود عاقبت در قدم باد بهار آخر شد به هر حال این سالهای یلداگون نیز بگذرد , برای روز بعدش توشه ای اندوخته ایم؟ *** پیش ن 2: « شوکت یک ملت در آن است که از دولت حقوق نگیرد و زندگیاش بر تلاش و...
-
اگنس پیتر اشتام
یکشنبه 26 آذرماه سال 1391 21:13
داستان با شروعی طوفانی آغاز می شود. راوی از مرگ اگنس خبر می دهد و عامل این مرگ را یک داستان عنوان می کند و در عین حال همان داستان تنها چیزی است که از اگنس باقی مانده است. شروع داستان هم بر می گردد به روزی در نه ماه قبل , یعنی روزی که راوی در کتابخانه عمومی شیکاگو با اگنس برخورد می کند و نطفه داستان بسته می شود. در...
-
وقتی که فاجعه پهن می شود
سهشنبه 21 آذرماه سال 1391 19:11
پهن پرده اول حساب تسویه شد. طلاهای گرو گذاشته شده را تحویل گرفت. به همان اندازه که بار قرض از روی دوشش برداشته می شد , استرس حمل طلاها تا خانه روی ذهنش سنگینی می کرد. مطابق توصیه های اکید همسرش از همان داخل بانک به آژانس زنگ زد. منتظر آمدن ماشین بود. خدا خدا می کرد موقعی که ماشین رسید جلوی بانک جای توقفی باشد تا مجبور...
-
خاطرات روسپیان غمگین من گابریل گارسیا مارکز
جمعه 17 آذرماه سال 1391 18:46
زن مهمانخانه چی به اکوچی پیر هشدار داد مبادا رفتارش زمخت و ناپسند باشد. نباید در دهان زن خفته انگشت می کرد یا هیچ خطای مشابهی از او سر می زد. (خانه خوبرویان خفته – یاسوناری کاواباتا) *** روزنامه نگار سالخورده ای در انتهای دهه هشتم از زندگیش تصمیم می گیرد تا اولین شب دهه نهم را با هم آغوشی دختری باکره آغاز کند. با دوست...
-
نیاز به یک پیاله امید
سهشنبه 14 آذرماه سال 1391 20:54
... احساس می کنم در بدترین دقایق این شام مرگ زای چندین هزار چشمه ی خورشید در دلم می جوشد از یقین. احساس می کنم در هر کنار و گوشه ی این شوره زار یأس چندین هزار جنگل شاداب ناگهان می روید از زمین. ... احمد شاملو مجموعه آثار, دفتر یکم, ص357 , باغ آینه , ماهی
-
کرگدن اوژن یونسکو
جمعه 10 آذرماه سال 1391 23:01
در صحنه اول , برانژه و ژان جلوی کافه ای مشغول حرف زدن هستند و در اطرافشان هم چند نفر دیگر مشغول کار خود هستند.ناگهان یک کرگدن دوان دوان از آنجا عبور می کند و توجه همه را به خود جلب می کند. چند دقیقه بعد یک کرگدن دیگر (یا همان کرگدن قبلی!) از آنجا می گذرد. در ادامه متوجه می شویم که آدم ها تبدیل به کرگدن می شوند و لحظه...
-
برق نگاه
سهشنبه 7 آذرماه سال 1391 20:09
چند قدم مانده بود به سر خیابان برسی, ناخودآگاه دستت رفت روی جیب پشتی شلوارت , کیف سر جاش نبود. جا گذاشته بودی و فرصت برگشتن نبود. دستات داخل جیبهای دیگر رفت , موجودی کل جیب ها سیصد تومان بود. سریع محاسبه کردی , اگر با دو کورس تاکسی می رفتی , پنجاه تومان باقی می ماند که برای برگشتن با مینی بوس کفایت می کرد. سوار تاکسی...
-
انتخابات جدید!!
سهشنبه 30 آبانماه سال 1391 16:34
درخواست هایی جهت ایجاد خلاقیت در امر انتخابات رسیده است و من هم کمی فکر کردم دیدم بد نیست که یک حرکت هایی در این زمینه انجام بشود. به عنوان آزمایش , سیستم جدیدی در نظر گرفتم: هر نفر یک رای مثبت و یک رای منفی می تواند بدهد. دو کتاب انتخاب می شوند: بیشترین امتیاز کسب شده و کمترین امتیاز کسب شده(نزدیک ترین عدد به صفر)......
-
میرا کریستوفر فرانک
شنبه 27 آبانماه سال 1391 18:59
سی رایت میلز جامعه شناس آمریکایی عبارتی دارد تحت عنوان "تخیل جامعه شناسانه" که به توانایی افراد در دور ساختن اندیشه شان از جریانهای عادی زندگی روزانه برای از نو نگریستن به آنها , اشاره دارد. این توانایی نه تنها می تواند وضعیت موجود را به ما نشان دهد بلکه می تواند نشان دهد درصورت قوت گرفتن الگویی خاص , وضعیت...
-
پت ِ بی مت
یکشنبه 21 آبانماه سال 1391 23:17
تابستان بود و مدرسه ها تعطیل ... در قفسه های پایین کتابخانه دیگر کتابی نبود که جذابیتی برای من داشته باشد اما در بالاترین قفسه, کتابهای جیبی شدیدن چشمک می زد. اتوبوس آبی , چهل درجه زیر شب , ساکن محله غم , کفشهای غمگین عشق , آخرین ایستگاه شب و ... سیزده ساله بودم. بعد از یکی دو بار گرفته شدن مچ در هنگام خواندن این...
-
ترشی رهاورد
پنجشنبه 18 آبانماه سال 1391 18:24
یاد ایامی که مسافرت به هر حال آسان تر بود به خیر... زمان دلار هزار و یه خورده ای رو می گم... خوشبختانه از روی شانس یا دوراندیشی یا همون خصلت نگهداری برای روز مبادا , دست نوشته رهاورد آخرین سفر را داخل کوزه مخصوص , همان که درش را با مدارک اخذ شده آب بندی نموده ایم , انداخته بودم و از آنجایی که این روزا می طلبد که گاهی...
-
تاکسیشر
دوشنبه 15 آبانماه سال 1391 10:21
در کتاب قبلی که معرفی شد ( آذر ماه آخر پاییز ) چندین داستان در فضای زندان روایت شده بود. این سوال معمولن برای ما ایجاد می شود که چرا زندانبان ها چنان رفتاری از خود نشان می دهند؟ (به طور مثال رفتار زندانبان در داستان شب دراز)... همین سوال در مواجهه با واقعیت های جاری در همه جوامع , برای ما پیش می آید. جوابهای متفاوتی...
-
آذر, ماه آخر پاییز ابراهیم گلستان
پنجشنبه 11 آبانماه سال 1391 16:33
این مجموعه که شامل هفت داستان کوتاه است , اولین کار ابراهیم گلستان در زمینه داستان نویسی است که در اواسط دهه بیست و در سن 25 سالگی آن را منتشر نموده است. این داستانها اگرچه مجزا هستند اما از لحاظ محتوایی ارتباط ظریفی دارند و در کنار هم به زعم من یک تصویر قابل تامل را شکل می دهند که در ادامه اشاره خواهم کرد: به دزدی...
-
انتخابات کتاب
پنجشنبه 4 آبانماه سال 1391 17:29
به سبک انتخابات قبلی مشخصات پنج عنوان کتاب را باضافه پاراگراف اولش می آورم (این بار لینک انگلیسی ویکیپدیا مربوط به نویسنده را هم می آورم) که با دید بازتری انتخاب کنید هر نفر دو رای : فرض کنید رفتید در کتابفروشی و همینجوری هوس خرید دو کتاب را کرده اید... قبلن هم تحقیق نکرده اید...سفارش دوستان هم یادتان نیست ... این پنج...
-
دوست بازیافته فرد اولمن
یکشنبه 30 مهرماه سال 1391 09:19
راوی (نویسنده) داستان را از فوریه 1932 آغاز می کند , روزی در ابتدای شانزده سالگی اش که در کلاس درس نشسته است و دانش آموز جدیدی به همراه مدیر مدرسه وارد می شوند. دانش آموزی با لباس های خوش دوخت و ظاهری آراسته که بعد از معرفی اش معلوم می شود که متعلق به یکی از خانواده های اشرافی و معروف و تاریخی آلمان است. آنها با...
-
تس (2) توماس هاردی
چهارشنبه 26 مهرماه سال 1391 13:29
در قسمت دوم چند تکه قابل توجه از متن کتاب را بدون شرح یا با شرح انتخاب کرده ام به صورت تستی: 1- گاهی اوقات آدم یه چیزایی رو ندونه خیلی بهتره... داریم زندگیمونو می کنیم...هوووم؟... اطلاعات بیشتر ، همیشه مفید نیست. (از این جهت که اگر اون کشیش به پدر تس در مورد ریشه خانوادگی شان چیزی نگفته بود اساساً اتفاقی نمی افتاد!)...
-
تس دوربرویل توماس هاردی
یکشنبه 23 مهرماه سال 1391 23:33
"جک دوربی فیلد" روستایی فقیر و میخواره ایست که پنج شش بچه قد و نیمقد دارد. روزی یکی از کشیشان منطقه که دستی در تاریخ دارد او را در جاده ای می بیند و به او این آگاهی را می دهد که اجدادش با نام فامیل دوربرویل, شوالیه های نامداری بوده اند که املاک و دارایی های زیادی داشته اند , خاندانی که رو به زوال رفتند و در...
-
حریم خصوصی
پنجشنبه 20 مهرماه سال 1391 01:30
بعضی چیزها آن قدر واضح اند که صحبت در مورد آن باعث سرشکستگی است... تلخ است...زهر مار است... خودزنی است. باید از همان ابتدا تشخیص می دادم اما ندادم... حتا می توانستم چند وقت قبل که فضای وبلاگی برخی دوستان پر بود از گلایه و انذار در خصوص تفاوت دوستان مجازی و غیرمجازی و تبعات تبدیل آنها و ...تشخیص می دادم که ندادم. پس...
-
مامور معتمد گراهام گرین
دوشنبه 17 مهرماه سال 1391 11:27
همه ما وقتی بمیریم تا ابد مردگی خواهیم کرد . *** د. مرد میانسالی است که از سوی دولت کشورش مامور شده است تا به انگلستان بیاید و با صاحبان یکی از معادن ذغال سنگ مذاکره کند و قراردادی جهت خرید ، ببندد. کشور د. دچار جنگ داخلی است (در داستان نام کشور مورد نظر عنوان نمی شود اما قراین و شواهد حاکی است که این کشور اسپانیا...
-
یوزپلنگانی که با من دویده اند بیژن نجدی
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 17:37
این کتاب کم حجم, مجموعه ده داستان کوتاه از مرحوم بیژن نجدی شاعر و نویسنده معاصر است. عنوان کتاب از شعری از خود نویسنده اخذ شده است که در اینجا می توانید آن شعر را بخوانید. اولین چیزی که در هنگام خواندن داستانهای این مجموعه به ذهن من رسید نثر شاعرانه آن بود, به عنوان مثال شروع داستان "سه شنبه خیس" : سه شنبه ,...
-
ژاله اصفهانی
شنبه 8 مهرماه سال 1391 15:34
در قسمت اول مطلب مربوط به امید آندره مالرو اشاره ای به شعری مشهور شد و سوالی در مورد نام شاعر... تقریباً اکثر کسانی که این شعر را شنیده اند همچون خودم نام شاعر را نمی دانستند. از حسن تصادف ، ایشان به شاعر امید نیز معروف بوده اند. زندگینامه ایشان را از سایت بنیاد ژاله اصفهانی بخوانید.اگر حال خواندن شش هفت صفحه را...
-
امید (2) آندره مالرو
دوشنبه 3 مهرماه سال 1391 20:21
لینک قسمت قبل در مقدمه کتاب می خوانیم که "امید" داستان امید انسانهاست به زندگی بهتر و رنج بردن و فداکاری کردن در راه این امید ; و مالرو این فداکاریها را با قدرتی عجیب تصویر کرده است . از فرماندهی که سوار ماشین می شود و خودش را به صف توپ های دشمن می کوبد تا غرش های پیاپی آن را خاموش کند گرفته تا آدمهایی که...
-
امید (1) آندره مالرو
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1391 00:08
داستان از نیمه شبی در ماه ژوئیه سال 1936 که شورش نظامیان اسپانیایی به رهبری ژنرال فرانکو علیه دولت منتخب جمهوری رخ می دهد, آغاز می شود. داستان قهرمانان متعددی دارد که در این برهه حساس تاریخی , هر کدام در گوشه ای از این سرزمین روی صحنه می رود و نقش خود را بازی می کند و...از این حیث رمان مجموعه گزارش هایی داستانی از...