-
ادامه انتخابات کتاب بعدی!
شنبه 25 شهریورماه سال 1391 07:34
در آخرین پستی که در خصوص انتخاب کتاب بعدی و گزینه های آن نوشتم , توضیحات کمی درخصوص هر کتاب- در حد یک جمله- ارائه شد ( اینجا ). من به شخصه اگر اطلاعی در مورد یک کتاب و یا نویسنده اش نداشته باشم و بخواهم در مورد خریدش تصمیم بگیرم حتمن پاراگراف اولش را یک نگاهی می اندازم. یعنی جمله آغازین به هر حال مهم است و... حالا به...
-
گفتگو در کاتدرال (2) ماریو بارگاس یوسا
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 13:07
بزرگ یا کوچک کدام فاجعه است؟ در قسمت قبل درخصوص نوع روایت و اهمیت رمان از این حیث و همچنین نگاه همه جانبه نویسنده به جامعه استبداد زده اشاره ای شد. نکته جالب در این زمینه آن است که هیچ نقل قول مستقیمی از دیکتاتور نمی بینیم و اشخاص داستان و حتا راوی دانای کل نیز نهایتاً تا قصر او و پشت در اتاقش پیش می رود...اما تا...
-
گفتگو در کاتدرال(1) ماریو بارگاس یوسا
یکشنبه 19 شهریورماه سال 1391 08:49
سانتیاگو زاوالا , روزنامه نگاری حدوداً سی ساله, از دفتر روزنامه خارج می شود و به تاکید نویسنده "بی هیچ عشق" به اتومبیلها و ساختمانهای ناموزون و رنگباخته و...نگاه می کند و این سوال در ذهنش خطور می کند که دقیقاً چه زمانی "پرو" خودش را به گا داده بود؟ (ببخشید! دارم امانت داری می کنم) و خودش نیز در...
-
مثلن شعر!
چهارشنبه 15 شهریورماه سال 1391 12:13
ژولیدگی درونم را دیریست ندیده ام کجاست آینه دار؟ *** سرد و آرام و خروارهای خاک در انتظار می و مطرب *** سیستم ویروس زده پست های عقب مانده آپ های از سر کار! *** پ ن 1: بعد از حل مشکل کامپیوتر خانه ، این پست ها را خواهم نگاشت: رهاوردهای تلگرافی (سفرنامه) ، گفتگو در کاتدرال (یوسا) ، امید (آندره مالرو) پ ن 2: در حال خواندن...
-
احلام الیقظه !
چهارشنبه 8 شهریورماه سال 1391 00:54
احلام الیقظه * قرارمون برای قولنامه اجاره خانه جدید در بنگاه امید برای ساعت 5 عصر است. سر ساعت مقرر در بنگاه نشسته ایم و در انتظار آمدن صاحبخانه هستیم. به این فکر می کنم که چگونه ایشان را متقاعد کنم تا کمی تخفیف بدهد و من پول کمتری بپردازم. آقای مدیر بنگاه, شغل خانم صاحبخانه را استاد دانشگاه ذکر کرده است و این قضیه...
-
نوای اسرارآمیز اریک امانوئل اشمیت
جمعه 3 شهریورماه سال 1391 16:22
نمایشنامه ای در یک پرده و با دو شخصیت مرد پیرامون عشق: زنورکو نویسنده مشهوری است که برنده جایزه نوبل شده است و سالهاست که در جزیره ای کوچک به تنهایی زندگی می کند. لارسن خبرنگاری است که موفق شده است از این نویسنده منزوی وقت مصاحبه بگیرد و برای دیدار او به جزیره برود. بعد از فعل و انفعال اولیه, مصاحبه با صحبت درخصوص...
-
بارداری بی هنگام آقای میم محمدرضا مرزوقی
شنبه 28 مردادماه سال 1391 22:59
آقای میم یک سرمایه دار است که شرکت بزرگی و خانه ای و ماشینی و راننده ای دارد. آدم با نفوذی است چون وقتی ناغافل و بر اثر احساس درد در ناحیه شکمش پایش به بیمارستان باز می شود ، دو وزیر و سه وکیل مجلس و سران حزب به ملاقاتش می آیند. بعد از انجام آزمایشات دکتر به او خبر باردار بودنش را می دهد و بعد از آن اتفاقاتی رخ می دهد...
-
خیلی خوشبختم خانوم صادقی علیرضا مجابی
چهارشنبه 25 مردادماه سال 1391 15:10
دیگر نه مثل سابق دل و دماغ درس خواندن داشتم نه پیزی کار کردن , به یک سر به هوای تمام عیار تبدیل شده بودم و دایم پایم به چیزی گیر می کرد ... رسول نوجوان پانزده شانزده ساله ای است که بعد از جدایی پدر و مادرش با مادربزرگ خود در یکی از شهرستانها زندگی می کند. او متوجه تغییرات دوران بلوغ در خود شده است و از صحبتهای درگوشی...
-
پوست انداختن (4) کارلوس فوئنتس
شنبه 21 مردادماه سال 1391 16:17
قسمت چهارم 1- کتاب با نقل پراکنده ای از نحوه ورود فاتحان اسپانیایی به شهر مقدس چولولا در اوایل قرن شانزدهم آغاز می شود (با نقل همزمان ورود این چهار نفر و ورود راوی و ورود آن شش راهب نوازنده در زمان حال). ارنان کورتس اسپانیایی با شعار صلح بر لب وارد شهر می شود و بزرگان شهر به استقبالش می آیند و قرار است در روزهای آتی...
-
پوست انداختن (3) کارلوس فوئنتس
سهشنبه 17 مردادماه سال 1391 17:31
قسمت سوم 1- برخی از قطعات به نوعی نقیضه برخی قطعات دیگر هستند و این یکی از بازی هایی است که بر سر خواننده می آید. خاویر و الیزابت به نوعی در حال نوشتن رمان زندگی خود هستند یا نوشتن سناریوی فیلم زندگی خود... گاهی آدم به برخی گفتگوها شک می کند! (تازه این را بگذاریم در کنار یکی از قول هایی که آنها به هم داده اند ; این که...
-
پوست انداختن (2) کارلوس فوئنتس
جمعه 13 مردادماه سال 1391 21:09
قسمت دوم 1- تلاش زیادی انجام دادم که یادداشتهایم را دسته بندی کنم و در قالب یک متن منسجم بیاورم, اما ظاهراً این روزها روزهای من نیست! اما به هر حال یک زورآزمایی مذبوحانه در ادامه مطلب انجام می دهم و شما دوست عزیزی که قصد کرده ای کتاب را بخوانی لطفاً به ادامه مطلب نیا چون به قول معروف!! می خواهیم چراغ ها را خاموش کنیم...
-
پوست انداختن (1) کارلوس فوئنتس
شنبه 7 مردادماه سال 1391 23:43
قسمت اول عجیباً غریبا... فرض کنید یک پازل هزار تکه را خوب مخلوط کنند و یکی یکی به شما بدهند... اگر صبرتان ایوبی نباشد احتمالاً بعد از پنجاه , صد یا دویست تکه , بیخیال می شوید... اما به این سختی هم نیست , چون برخی تکه ها منفرداً تصویر زیبایی دارند و همچنین بعد از کنار هم گذاشتن چند تکه اول یک نیمچه تصویری هم خواهیم...
-
چون عمل در تو نیست...
دوشنبه 2 مردادماه سال 1391 16:52
حتماً تا الان در جمع های خانوادگی یا دوستانه یا همکارانه و حتا مجازی... در مورد وضع بد رانندگی در کشورمان زیاد حرف شنیدیم و احیاناً زدیم... حتماً همینطوره دیگه، نه؟... همه هم متفق القول هستیم که اینجوری خیلی بده و اونجوری خیلی بهتره...یعنی حساب دو دو تا چارتاست دیگه ، منطقاً توی هر جمعی همه موافقند که مثلاً باید بین...
-
دلقک خوب
یکشنبه 25 تیرماه سال 1391 18:36
اول مسیر است و ماشین مسافرکشی جلوی پایم ترمز می زند. از موی سفید راننده مشخص است که حکماً بازنشسته ایست که دارد از این راه کمک خرجی تهیه می کند. از همین ابتدا شروع می کند به نک و نال های زیر لبی که چرا در ابتدای مسیر فقط دو مسافر به تورش خورده است... از سمت راست با سرعت کمی می راند تا مبادا مسافری را از دست بدهد....
-
علم الاسباب
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 11:14
در طول تاریخ مدرن ایران ، مردان و زنان زیادی از اسباب کشی نالیده اند و به حق هم نالیدند... این مقدمه ای شد تا به قول شاعر: ما هم نال خود را می کنیم آغاز!! البته خواننده های مطلب اکثراً خودشان استادند و اظهار فضل پیش بزرگان به چه ماند؟ به معلق بازی... لذا فقط به نکاتی کاربردی با توجه به تجربه اخیر (همین جمعه ای که...
-
آب بابا ارباب گاوینو لدا
جمعه 9 تیرماه سال 1391 13:20
گاوینو, پسری که به تازگی وارد شش سالگی شده است به مدرسه می رود اما پس از مدت کوتاهی ,پدرش که دهقانی مستبد است به مدرسه می آید و او را از کلاس خارج می کند و با خودش به ییلاق می برد, جایی که زمین کشاورزی پدر و چراگاه گوسفندان آنهاست.گاوینو علیرغم سن کمش باید از گوسفندان در مقابل دزدان مراقبت کند و همچنین مواظب باشد تا...
-
بازگشت گودزیلا
یکشنبه 4 تیرماه سال 1391 19:58
آدم باید دو ورقه قرص خودخواهی را یک جا بالا انداخته باشد که بازگشت خودش را این گونه توصیف کند... ما کجا و گودزیلا کجا... فارغ از همه تفاوت ها شاید بتوان یک شباهت زورکی سرهم کرد: گودزیلایی که با هر گردش کمر فریاد جماعتی را در می آورد و میله ای که با هر گردش کمر احیاناً فریاد دوستان را دربیاورد که "بشین لامصب مگر...
-
دو سال گذشت
یکشنبه 7 خردادماه سال 1391 08:43
اگر به روزهایی که می گذرانیم نگاه کنیم می بینیم که فقط در تعداد کمی از روزها اتفاقات خاص تاثیرگذار رخ می دهد و این شانس را به ما می دهد که لااقل در این روزها از تکرار و روزمرگی خلاص شویم. البته اگر ذهنی قوی و حافظه ای کولاک می داشتیم هر روز می توانست سالگرد یک خاطره باشد ، سالگرد یک خاطره قشنگ ، مثل خاطره خوردن کشک...
-
رنگ زرد رابرت لویی استیونسون
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 21:36
این نویسنده اسکاتلندی را همه ما با جزیره گنج می شناسیم. که البته این هم به مدد انیمیشن های متعددی است که از روی این داستان ساخته شده است و در کودکی راه به راه نشانمان می دادند... البته نه این که از این قضیه شاکی باشم... نه... به هر حال از خیلی از کارتونها بهتره... بگذریم... این نویسنده قرن نوزدهمی (1850-1894) شاهکار...
-
روایت برای روایت!!
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 22:30
تلویزیون را روشن می کنید , یک روحانی دارد وعظ اخلاقی می کند ; از پیامبر مسلمین می گوید و فردی که هر روز بر روی او خاک می پاشد و توهین می کند و نوع برخورد ایشان و این که چگونه با برخورد نرم آن فرد را نسبت به عمل نامناسبش آگاه می کند... به مجلس ختم یکی از بستگان می روید , واعظ از امام اول شیعیان می گوید و آن حکایت که...
-
رهنمودهایی برای نزول در دوزخ دوریس لسینگ
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1391 23:37
خواب من زیستن در مکانی دیگر یا سرزمینی دیگر بود. در تمامی این مدت می دانستم که زندگی دیگری را می زیستم . (ص69) *** داستان با گزارش پرستار کشیک بخش روانی بیمارستانی در لندن در خصوص پذیرش بیماری با هویت نامعلوم , آغاز می شود. پلیس این شخص را درحالیکه نیمه شب,سرگردان بوده و حرف های بی سر و ته می زده به ظن آنکه مست است یا...
-
معراج اولاند
دوشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1391 10:33
از همه شرایط و اتفاقات و عیره و ذالکی که باعث شد من باشم و این مراسم اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را ببینم تشکر می کنم... ملت جمع شده بودند در یکی از میادین پاریس (و البته شهرهای دیگر هم به همچنین) و یک ال سی دی بزرگ و... طرفداران هر کاندیدا در مکانی جداگانه اما خیلی نزدیک به هم ... چیزی که برام جالب بود...
-
پیشنهاد رمان
پنجشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1391 08:22
همانطور که قول دادم با کمی تاخیر لیست کتابهایی که امسال قصد خواندنشان را دارم اینجا قرار می دهم. در ذیل لیست هم کتابهایی که قبلاً در این وبلاگ معرفی و واجد شرایط توصیه نمودن هستند را مجدداً ذکر می کنم باشد که در انتخاب و خرید کتاب دوستان را کمک نماید: سال مرگ ریکاردو ریش ژوزه ساراماگو شهود فلانری اوکانر بیلی بات گیت...
-
پست موقت!
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1391 08:04
- نمایشگاه داره شروع میشه و من یه بررسی کردم و کتابهایی را که امسال خواهم خواند را به توصیه یکی از دوستان نوشته ام... احتمالاً امروز آن را تایپ کنم و اینجا بگذارم که اگر کسی خواست این لیست هم مد نظرش باشد. - آن ماموریت های هر روزه شروع شده است و تقریباً بیشتر زمان روز را درگیرم و ناخواسته کمی کمرنگ تر شده ام. - هیچکس...
-
رهایی جوزف کنراد
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1391 09:26
تام لینگارد دریانوردی انگلیسی است که سالها روی کشتی خود در اقیانوس آرام در حال زندگی است و آبها و جزایر آن مناطق (حوالی گینه نو) را به خوبی می شناسد. او در یکی از سفرهایش با حسیم و ایمادا که حکومت خود را در یکی از جزایر بر اثر کودتای یکی از بستگانشان از دست داده اند , آشنا می شود. حسیم جان تام را در گیروداری نجات می...
-
حیرت نامه
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1391 00:10
شقیقه اول: وقتی ایران در زمان فتحعلیشاه قاجار با تعرض همسایه قدرتمند شمالی , روسیه مواجه شد ; دربار ایران تصمیم گرفت برای ایجاد تعادل قوا از قدرت رقبای روسیه تزاری در عرصه بین الملل استفاده کند. یکی از گزینه ها انگلستان بود. لذا یکی از درباریان به نام میرزا ابوالحسن خان ایلچی مامور می شود تا پیام دوستی و طلب کمک ایران...
-
قصری در پیرنه یاستین گوردر
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1391 12:17
مردی میانسال را تصور کنید که برای شرکت در سمیناری به منطقه ای در نروژ می رود که سی سال قبل در آنجا اتفاقاتی برایش افتاده است که منجر به جدایی او از معشوقش شده است. دقیقاً در همان هتل مستقر می شود و شب را به صبح می رساند و طبیعتاً به عشق قدیمی خود می اندیشد. صبح وقتی بعد از صرف صبحانه از رستوران هتل بیرون می آید ناگهان...
-
خدمت نظام وظیفه
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1391 00:07
- چرا این قدر پکری؟ - از دست این تغییرات پشت سرهم قانون خدمت نظام وظیفه دایی... همه برنامه ریزی هامو به هم ریخته... یک نگاه خیره ممتد بهش میاندازم که خودش از صد تا چیز گویاتره... - چیه دایی؟ بهم نمی خوره برای زندگیم برنامه ریزی داشته باشم!؟ نگاه خیره ادامه پیدا می کند! - حالا برنامه ریزی هیچی ... استرس که به آدم وارد...
-
گلهایی به یاد آلجرنون دانیل کیز
یکشنبه 27 فروردینماه سال 1391 11:46
دوکتر استراوس میگه از این به بد هرچیزی به فکرم میرسه یا یادم میمونه و هرچیزی برام اتفاغ میافته رو بنویسم. خودم نمی دونم چرا ولی میگه مهمه برا ایکه ببینن میتونن ازم استفاده کنن یا نه... چارلی گوردون مردی 32 ساله است که از لحاظ ذهنی (مطابق تعاریف موجود) عقب مانده محسوب می شود (با IQ معادل 68). او سالهاست که از خانواده...
-
نیم به علاوه نیم
چهارشنبه 23 فروردینماه سال 1391 00:20
از اسبش پیاده شد... آه بلندی کشید و زیر لب زمزمه کرد: - پیری هم بد دردیه... تا همین صد سال پیش که این مسیر رو می اومدم و برمی گشتم , اصلاً احساس خستگی نمی کردم اما الان... زانوهام داره زوق زوق می کنه. وارد ستورگاه کاروانسرا شد.نگاهی به اطراف انداخت. تمام آخورها اشغال بود و اسب ها مشغول خوردن بودند. تعدادی جوان صد, صد...