-
تس (2) توماس هاردی
چهارشنبه 26 مهرماه سال 1391 13:29
در قسمت دوم چند تکه قابل توجه از متن کتاب را بدون شرح یا با شرح انتخاب کرده ام به صورت تستی: 1- گاهی اوقات آدم یه چیزایی رو ندونه خیلی بهتره... داریم زندگیمونو می کنیم...هوووم؟... اطلاعات بیشتر ، همیشه مفید نیست. (از این جهت که اگر اون کشیش به پدر تس در مورد ریشه خانوادگی شان چیزی نگفته بود اساساً اتفاقی نمی افتاد!)...
-
تس دوربرویل توماس هاردی
یکشنبه 23 مهرماه سال 1391 23:33
"جک دوربی فیلد" روستایی فقیر و میخواره ایست که پنج شش بچه قد و نیمقد دارد. روزی یکی از کشیشان منطقه که دستی در تاریخ دارد او را در جاده ای می بیند و به او این آگاهی را می دهد که اجدادش با نام فامیل دوربرویل, شوالیه های نامداری بوده اند که املاک و دارایی های زیادی داشته اند , خاندانی که رو به زوال رفتند و در...
-
حریم خصوصی
پنجشنبه 20 مهرماه سال 1391 01:30
بعضی چیزها آن قدر واضح اند که صحبت در مورد آن باعث سرشکستگی است... تلخ است...زهر مار است... خودزنی است. باید از همان ابتدا تشخیص می دادم اما ندادم... حتا می توانستم چند وقت قبل که فضای وبلاگی برخی دوستان پر بود از گلایه و انذار در خصوص تفاوت دوستان مجازی و غیرمجازی و تبعات تبدیل آنها و ...تشخیص می دادم که ندادم. پس...
-
مامور معتمد گراهام گرین
دوشنبه 17 مهرماه سال 1391 11:27
همه ما وقتی بمیریم تا ابد مردگی خواهیم کرد . *** د. مرد میانسالی است که از سوی دولت کشورش مامور شده است تا به انگلستان بیاید و با صاحبان یکی از معادن ذغال سنگ مذاکره کند و قراردادی جهت خرید ، ببندد. کشور د. دچار جنگ داخلی است (در داستان نام کشور مورد نظر عنوان نمی شود اما قراین و شواهد حاکی است که این کشور اسپانیا...
-
یوزپلنگانی که با من دویده اند بیژن نجدی
چهارشنبه 12 مهرماه سال 1391 17:37
این کتاب کم حجم, مجموعه ده داستان کوتاه از مرحوم بیژن نجدی شاعر و نویسنده معاصر است. عنوان کتاب از شعری از خود نویسنده اخذ شده است که در اینجا می توانید آن شعر را بخوانید. اولین چیزی که در هنگام خواندن داستانهای این مجموعه به ذهن من رسید نثر شاعرانه آن بود, به عنوان مثال شروع داستان "سه شنبه خیس" : سه شنبه ,...
-
ژاله اصفهانی
شنبه 8 مهرماه سال 1391 15:34
در قسمت اول مطلب مربوط به امید آندره مالرو اشاره ای به شعری مشهور شد و سوالی در مورد نام شاعر... تقریباً اکثر کسانی که این شعر را شنیده اند همچون خودم نام شاعر را نمی دانستند. از حسن تصادف ، ایشان به شاعر امید نیز معروف بوده اند. زندگینامه ایشان را از سایت بنیاد ژاله اصفهانی بخوانید.اگر حال خواندن شش هفت صفحه را...
-
امید (2) آندره مالرو
دوشنبه 3 مهرماه سال 1391 20:21
لینک قسمت قبل در مقدمه کتاب می خوانیم که "امید" داستان امید انسانهاست به زندگی بهتر و رنج بردن و فداکاری کردن در راه این امید ; و مالرو این فداکاریها را با قدرتی عجیب تصویر کرده است . از فرماندهی که سوار ماشین می شود و خودش را به صف توپ های دشمن می کوبد تا غرش های پیاپی آن را خاموش کند گرفته تا آدمهایی که...
-
امید (1) آندره مالرو
چهارشنبه 29 شهریورماه سال 1391 00:08
داستان از نیمه شبی در ماه ژوئیه سال 1936 که شورش نظامیان اسپانیایی به رهبری ژنرال فرانکو علیه دولت منتخب جمهوری رخ می دهد, آغاز می شود. داستان قهرمانان متعددی دارد که در این برهه حساس تاریخی , هر کدام در گوشه ای از این سرزمین روی صحنه می رود و نقش خود را بازی می کند و...از این حیث رمان مجموعه گزارش هایی داستانی از...
-
ادامه انتخابات کتاب بعدی!
شنبه 25 شهریورماه سال 1391 07:34
در آخرین پستی که در خصوص انتخاب کتاب بعدی و گزینه های آن نوشتم , توضیحات کمی درخصوص هر کتاب- در حد یک جمله- ارائه شد ( اینجا ). من به شخصه اگر اطلاعی در مورد یک کتاب و یا نویسنده اش نداشته باشم و بخواهم در مورد خریدش تصمیم بگیرم حتمن پاراگراف اولش را یک نگاهی می اندازم. یعنی جمله آغازین به هر حال مهم است و... حالا به...
-
گفتگو در کاتدرال (2) ماریو بارگاس یوسا
چهارشنبه 22 شهریورماه سال 1391 13:07
بزرگ یا کوچک کدام فاجعه است؟ در قسمت قبل درخصوص نوع روایت و اهمیت رمان از این حیث و همچنین نگاه همه جانبه نویسنده به جامعه استبداد زده اشاره ای شد. نکته جالب در این زمینه آن است که هیچ نقل قول مستقیمی از دیکتاتور نمی بینیم و اشخاص داستان و حتا راوی دانای کل نیز نهایتاً تا قصر او و پشت در اتاقش پیش می رود...اما تا...
-
گفتگو در کاتدرال(1) ماریو بارگاس یوسا
یکشنبه 19 شهریورماه سال 1391 08:49
سانتیاگو زاوالا , روزنامه نگاری حدوداً سی ساله, از دفتر روزنامه خارج می شود و به تاکید نویسنده "بی هیچ عشق" به اتومبیلها و ساختمانهای ناموزون و رنگباخته و...نگاه می کند و این سوال در ذهنش خطور می کند که دقیقاً چه زمانی "پرو" خودش را به گا داده بود؟ (ببخشید! دارم امانت داری می کنم) و خودش نیز در...
-
مثلن شعر!
چهارشنبه 15 شهریورماه سال 1391 12:13
ژولیدگی درونم را دیریست ندیده ام کجاست آینه دار؟ *** سرد و آرام و خروارهای خاک در انتظار می و مطرب *** سیستم ویروس زده پست های عقب مانده آپ های از سر کار! *** پ ن 1: بعد از حل مشکل کامپیوتر خانه ، این پست ها را خواهم نگاشت: رهاوردهای تلگرافی (سفرنامه) ، گفتگو در کاتدرال (یوسا) ، امید (آندره مالرو) پ ن 2: در حال خواندن...
-
احلام الیقظه !
چهارشنبه 8 شهریورماه سال 1391 00:54
احلام الیقظه * قرارمون برای قولنامه اجاره خانه جدید در بنگاه امید برای ساعت 5 عصر است. سر ساعت مقرر در بنگاه نشسته ایم و در انتظار آمدن صاحبخانه هستیم. به این فکر می کنم که چگونه ایشان را متقاعد کنم تا کمی تخفیف بدهد و من پول کمتری بپردازم. آقای مدیر بنگاه, شغل خانم صاحبخانه را استاد دانشگاه ذکر کرده است و این قضیه...
-
نوای اسرارآمیز اریک امانوئل اشمیت
جمعه 3 شهریورماه سال 1391 16:22
نمایشنامه ای در یک پرده و با دو شخصیت مرد پیرامون عشق: زنورکو نویسنده مشهوری است که برنده جایزه نوبل شده است و سالهاست که در جزیره ای کوچک به تنهایی زندگی می کند. لارسن خبرنگاری است که موفق شده است از این نویسنده منزوی وقت مصاحبه بگیرد و برای دیدار او به جزیره برود. بعد از فعل و انفعال اولیه, مصاحبه با صحبت درخصوص...
-
بارداری بی هنگام آقای میم محمدرضا مرزوقی
شنبه 28 مردادماه سال 1391 22:59
آقای میم یک سرمایه دار است که شرکت بزرگی و خانه ای و ماشینی و راننده ای دارد. آدم با نفوذی است چون وقتی ناغافل و بر اثر احساس درد در ناحیه شکمش پایش به بیمارستان باز می شود ، دو وزیر و سه وکیل مجلس و سران حزب به ملاقاتش می آیند. بعد از انجام آزمایشات دکتر به او خبر باردار بودنش را می دهد و بعد از آن اتفاقاتی رخ می دهد...
-
خیلی خوشبختم خانوم صادقی علیرضا مجابی
چهارشنبه 25 مردادماه سال 1391 15:10
دیگر نه مثل سابق دل و دماغ درس خواندن داشتم نه پیزی کار کردن , به یک سر به هوای تمام عیار تبدیل شده بودم و دایم پایم به چیزی گیر می کرد ... رسول نوجوان پانزده شانزده ساله ای است که بعد از جدایی پدر و مادرش با مادربزرگ خود در یکی از شهرستانها زندگی می کند. او متوجه تغییرات دوران بلوغ در خود شده است و از صحبتهای درگوشی...
-
پوست انداختن (4) کارلوس فوئنتس
شنبه 21 مردادماه سال 1391 16:17
قسمت چهارم 1- کتاب با نقل پراکنده ای از نحوه ورود فاتحان اسپانیایی به شهر مقدس چولولا در اوایل قرن شانزدهم آغاز می شود (با نقل همزمان ورود این چهار نفر و ورود راوی و ورود آن شش راهب نوازنده در زمان حال). ارنان کورتس اسپانیایی با شعار صلح بر لب وارد شهر می شود و بزرگان شهر به استقبالش می آیند و قرار است در روزهای آتی...
-
پوست انداختن (3) کارلوس فوئنتس
سهشنبه 17 مردادماه سال 1391 17:31
قسمت سوم 1- برخی از قطعات به نوعی نقیضه برخی قطعات دیگر هستند و این یکی از بازی هایی است که بر سر خواننده می آید. خاویر و الیزابت به نوعی در حال نوشتن رمان زندگی خود هستند یا نوشتن سناریوی فیلم زندگی خود... گاهی آدم به برخی گفتگوها شک می کند! (تازه این را بگذاریم در کنار یکی از قول هایی که آنها به هم داده اند ; این که...
-
پوست انداختن (2) کارلوس فوئنتس
جمعه 13 مردادماه سال 1391 21:09
قسمت دوم 1- تلاش زیادی انجام دادم که یادداشتهایم را دسته بندی کنم و در قالب یک متن منسجم بیاورم, اما ظاهراً این روزها روزهای من نیست! اما به هر حال یک زورآزمایی مذبوحانه در ادامه مطلب انجام می دهم و شما دوست عزیزی که قصد کرده ای کتاب را بخوانی لطفاً به ادامه مطلب نیا چون به قول معروف!! می خواهیم چراغ ها را خاموش کنیم...
-
پوست انداختن (1) کارلوس فوئنتس
شنبه 7 مردادماه سال 1391 23:43
قسمت اول عجیباً غریبا... فرض کنید یک پازل هزار تکه را خوب مخلوط کنند و یکی یکی به شما بدهند... اگر صبرتان ایوبی نباشد احتمالاً بعد از پنجاه , صد یا دویست تکه , بیخیال می شوید... اما به این سختی هم نیست , چون برخی تکه ها منفرداً تصویر زیبایی دارند و همچنین بعد از کنار هم گذاشتن چند تکه اول یک نیمچه تصویری هم خواهیم...
-
چون عمل در تو نیست...
دوشنبه 2 مردادماه سال 1391 16:52
حتماً تا الان در جمع های خانوادگی یا دوستانه یا همکارانه و حتا مجازی... در مورد وضع بد رانندگی در کشورمان زیاد حرف شنیدیم و احیاناً زدیم... حتماً همینطوره دیگه، نه؟... همه هم متفق القول هستیم که اینجوری خیلی بده و اونجوری خیلی بهتره...یعنی حساب دو دو تا چارتاست دیگه ، منطقاً توی هر جمعی همه موافقند که مثلاً باید بین...
-
دلقک خوب
یکشنبه 25 تیرماه سال 1391 18:36
اول مسیر است و ماشین مسافرکشی جلوی پایم ترمز می زند. از موی سفید راننده مشخص است که حکماً بازنشسته ایست که دارد از این راه کمک خرجی تهیه می کند. از همین ابتدا شروع می کند به نک و نال های زیر لبی که چرا در ابتدای مسیر فقط دو مسافر به تورش خورده است... از سمت راست با سرعت کمی می راند تا مبادا مسافری را از دست بدهد....
-
علم الاسباب
یکشنبه 18 تیرماه سال 1391 11:14
در طول تاریخ مدرن ایران ، مردان و زنان زیادی از اسباب کشی نالیده اند و به حق هم نالیدند... این مقدمه ای شد تا به قول شاعر: ما هم نال خود را می کنیم آغاز!! البته خواننده های مطلب اکثراً خودشان استادند و اظهار فضل پیش بزرگان به چه ماند؟ به معلق بازی... لذا فقط به نکاتی کاربردی با توجه به تجربه اخیر (همین جمعه ای که...
-
آب بابا ارباب گاوینو لدا
جمعه 9 تیرماه سال 1391 13:20
گاوینو, پسری که به تازگی وارد شش سالگی شده است به مدرسه می رود اما پس از مدت کوتاهی ,پدرش که دهقانی مستبد است به مدرسه می آید و او را از کلاس خارج می کند و با خودش به ییلاق می برد, جایی که زمین کشاورزی پدر و چراگاه گوسفندان آنهاست.گاوینو علیرغم سن کمش باید از گوسفندان در مقابل دزدان مراقبت کند و همچنین مواظب باشد تا...
-
بازگشت گودزیلا
یکشنبه 4 تیرماه سال 1391 19:58
آدم باید دو ورقه قرص خودخواهی را یک جا بالا انداخته باشد که بازگشت خودش را این گونه توصیف کند... ما کجا و گودزیلا کجا... فارغ از همه تفاوت ها شاید بتوان یک شباهت زورکی سرهم کرد: گودزیلایی که با هر گردش کمر فریاد جماعتی را در می آورد و میله ای که با هر گردش کمر احیاناً فریاد دوستان را دربیاورد که "بشین لامصب مگر...
-
دو سال گذشت
یکشنبه 7 خردادماه سال 1391 08:43
اگر به روزهایی که می گذرانیم نگاه کنیم می بینیم که فقط در تعداد کمی از روزها اتفاقات خاص تاثیرگذار رخ می دهد و این شانس را به ما می دهد که لااقل در این روزها از تکرار و روزمرگی خلاص شویم. البته اگر ذهنی قوی و حافظه ای کولاک می داشتیم هر روز می توانست سالگرد یک خاطره باشد ، سالگرد یک خاطره قشنگ ، مثل خاطره خوردن کشک...
-
رنگ زرد رابرت لویی استیونسون
دوشنبه 1 خردادماه سال 1391 21:36
این نویسنده اسکاتلندی را همه ما با جزیره گنج می شناسیم. که البته این هم به مدد انیمیشن های متعددی است که از روی این داستان ساخته شده است و در کودکی راه به راه نشانمان می دادند... البته نه این که از این قضیه شاکی باشم... نه... به هر حال از خیلی از کارتونها بهتره... بگذریم... این نویسنده قرن نوزدهمی (1850-1894) شاهکار...
-
روایت برای روایت!!
چهارشنبه 27 اردیبهشتماه سال 1391 22:30
تلویزیون را روشن می کنید , یک روحانی دارد وعظ اخلاقی می کند ; از پیامبر مسلمین می گوید و فردی که هر روز بر روی او خاک می پاشد و توهین می کند و نوع برخورد ایشان و این که چگونه با برخورد نرم آن فرد را نسبت به عمل نامناسبش آگاه می کند... به مجلس ختم یکی از بستگان می روید , واعظ از امام اول شیعیان می گوید و آن حکایت که...
-
رهنمودهایی برای نزول در دوزخ دوریس لسینگ
شنبه 23 اردیبهشتماه سال 1391 23:37
خواب من زیستن در مکانی دیگر یا سرزمینی دیگر بود. در تمامی این مدت می دانستم که زندگی دیگری را می زیستم . (ص69) *** داستان با گزارش پرستار کشیک بخش روانی بیمارستانی در لندن در خصوص پذیرش بیماری با هویت نامعلوم , آغاز می شود. پلیس این شخص را درحالیکه نیمه شب,سرگردان بوده و حرف های بی سر و ته می زده به ظن آنکه مست است یا...
-
معراج اولاند
دوشنبه 18 اردیبهشتماه سال 1391 10:33
از همه شرایط و اتفاقات و عیره و ذالکی که باعث شد من باشم و این مراسم اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری فرانسه را ببینم تشکر می کنم... ملت جمع شده بودند در یکی از میادین پاریس (و البته شهرهای دیگر هم به همچنین) و یک ال سی دی بزرگ و... طرفداران هر کاندیدا در مکانی جداگانه اما خیلی نزدیک به هم ... چیزی که برام جالب بود...