-
پیشنهاد رمان
پنجشنبه 14 اردیبهشتماه سال 1391 08:22
همانطور که قول دادم با کمی تاخیر لیست کتابهایی که امسال قصد خواندنشان را دارم اینجا قرار می دهم. در ذیل لیست هم کتابهایی که قبلاً در این وبلاگ معرفی و واجد شرایط توصیه نمودن هستند را مجدداً ذکر می کنم باشد که در انتخاب و خرید کتاب دوستان را کمک نماید: سال مرگ ریکاردو ریش ژوزه ساراماگو شهود فلانری اوکانر بیلی بات گیت...
-
پست موقت!
چهارشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1391 08:04
- نمایشگاه داره شروع میشه و من یه بررسی کردم و کتابهایی را که امسال خواهم خواند را به توصیه یکی از دوستان نوشته ام... احتمالاً امروز آن را تایپ کنم و اینجا بگذارم که اگر کسی خواست این لیست هم مد نظرش باشد. - آن ماموریت های هر روزه شروع شده است و تقریباً بیشتر زمان روز را درگیرم و ناخواسته کمی کمرنگ تر شده ام. - هیچکس...
-
رهایی جوزف کنراد
دوشنبه 11 اردیبهشتماه سال 1391 09:26
تام لینگارد دریانوردی انگلیسی است که سالها روی کشتی خود در اقیانوس آرام در حال زندگی است و آبها و جزایر آن مناطق (حوالی گینه نو) را به خوبی می شناسد. او در یکی از سفرهایش با حسیم و ایمادا که حکومت خود را در یکی از جزایر بر اثر کودتای یکی از بستگانشان از دست داده اند , آشنا می شود. حسیم جان تام را در گیروداری نجات می...
-
حیرت نامه
جمعه 8 اردیبهشتماه سال 1391 00:10
شقیقه اول: وقتی ایران در زمان فتحعلیشاه قاجار با تعرض همسایه قدرتمند شمالی , روسیه مواجه شد ; دربار ایران تصمیم گرفت برای ایجاد تعادل قوا از قدرت رقبای روسیه تزاری در عرصه بین الملل استفاده کند. یکی از گزینه ها انگلستان بود. لذا یکی از درباریان به نام میرزا ابوالحسن خان ایلچی مامور می شود تا پیام دوستی و طلب کمک ایران...
-
قصری در پیرنه یاستین گوردر
دوشنبه 4 اردیبهشتماه سال 1391 12:17
مردی میانسال را تصور کنید که برای شرکت در سمیناری به منطقه ای در نروژ می رود که سی سال قبل در آنجا اتفاقاتی برایش افتاده است که منجر به جدایی او از معشوقش شده است. دقیقاً در همان هتل مستقر می شود و شب را به صبح می رساند و طبیعتاً به عشق قدیمی خود می اندیشد. صبح وقتی بعد از صرف صبحانه از رستوران هتل بیرون می آید ناگهان...
-
خدمت نظام وظیفه
پنجشنبه 31 فروردینماه سال 1391 00:07
- چرا این قدر پکری؟ - از دست این تغییرات پشت سرهم قانون خدمت نظام وظیفه دایی... همه برنامه ریزی هامو به هم ریخته... یک نگاه خیره ممتد بهش میاندازم که خودش از صد تا چیز گویاتره... - چیه دایی؟ بهم نمی خوره برای زندگیم برنامه ریزی داشته باشم!؟ نگاه خیره ادامه پیدا می کند! - حالا برنامه ریزی هیچی ... استرس که به آدم وارد...
-
گلهایی به یاد آلجرنون دانیل کیز
یکشنبه 27 فروردینماه سال 1391 11:46
دوکتر استراوس میگه از این به بد هرچیزی به فکرم میرسه یا یادم میمونه و هرچیزی برام اتفاغ میافته رو بنویسم. خودم نمی دونم چرا ولی میگه مهمه برا ایکه ببینن میتونن ازم استفاده کنن یا نه... چارلی گوردون مردی 32 ساله است که از لحاظ ذهنی (مطابق تعاریف موجود) عقب مانده محسوب می شود (با IQ معادل 68). او سالهاست که از خانواده...
-
نیم به علاوه نیم
چهارشنبه 23 فروردینماه سال 1391 00:20
از اسبش پیاده شد... آه بلندی کشید و زیر لب زمزمه کرد: - پیری هم بد دردیه... تا همین صد سال پیش که این مسیر رو می اومدم و برمی گشتم , اصلاً احساس خستگی نمی کردم اما الان... زانوهام داره زوق زوق می کنه. وارد ستورگاه کاروانسرا شد.نگاهی به اطراف انداخت. تمام آخورها اشغال بود و اسب ها مشغول خوردن بودند. تعدادی جوان صد, صد...
-
ژرمینال امیل زولا
جمعه 18 فروردینماه سال 1391 10:16
این سومین یا چهارمین باری است که ژرمینال را می خوانم و هربار در نظرم اعجاب انگیزتر از پیش جلوه می کند. (آندره ژید) *** فرانسه در دهه شصت از قرن نوزدهم (دوران امپراتوری دوم – ناپلئون سوم) , دستخوش رکود اقتصادی و تبعات آن بود و داستان در این شرایط جریان دارد. "اتی ین" جوانی بیست و یکی دو ساله است که به دلیل...
-
ادامه ره آورد ها!
سهشنبه 15 فروردینماه سال 1391 18:38
پیرو پست قبلی برای این که سوالات بدون جواب (البته جوابی در حد خود من) نمانده باشد ,خط سیر سفر نوروزی : تهران – نطنز- اردکان – میبد – یزد , بود. و در مورد سوالات: 1- در هنگام ورود به شهر میبد , تابلویی است که ورود شما را به زادگاه خردسال ترین شهید دفاع مقدس خوشآمد می گوید. کودکی 12 ساله ... جنگ اصلاً چیز خوبی نیست و...
-
رهاوردهای سفر
یکشنبه 13 فروردینماه سال 1391 10:07
پیرو پست قبلی , برای این که بدون دستاورد نباشه سفر ما , چند سوال طرح کردم که به واسطه اش یه کم دور هم باشیم! منظور اینه که به گزینه های ذیل سوال ها اکتفا نکنید! شاید جای بیشتری برای حرف زدن داشته باشد و... ضمناً من کجاها رفته بودم؟؟!! . 1- کدام شهر زادگاه خردسال ترین شهید دفاع مقدس است؟ سن ایشان؟ الف) مشهد – 15 سال ب)...
-
بازگشت عارفانه
شنبه 12 فروردینماه سال 1391 09:47
با سلام خدمت همه دوستان با مرام یک بار دیگر هم از مسافرت نوروزی صحیح و سالم بازگشتم ولذا به زودی پست جدید را خواهم نوشت. به میزان وضعیت اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جامعه, خراب همه دوستانم.
-
روضه شب عید 2
شنبه 27 اسفندماه سال 1390 20:20
پیش نوشت: این دومین روضه ایست که در منبر وبلاگ در شب عید در خدمت دوستان هستیم. اولینش را اینجا تجدید خاطره نمایید. *** شب عید نزدیک است و بر همه گان واجب است که در این شب مبارک نگاهی به پشت سر خود بکنند و من مدتیست که برگشته ام و به دیوار پشت سرم خیره شده ام و در تلاشم تا راز آن را کشف کنم. حقیقت امر آن است که کمی...
-
اجاق سرد آنجلا فرانک مک کورت
پنجشنبه 25 اسفندماه سال 1390 12:39
پس نوشت: در مورد عنوان مطلب باید می نوشتم خاکستر آنجلا که ترجمه درست تری برای Angela’s ashes بود... اما خب عنوان ترجمه ای که من خواندم این بود. در انتها در مورد این بازار فاجعه بار خواهم نوشت. *** آنجلا دختری ایرلندی است که در اثر فقر و بیکاری به پیشنهاد مادرش که او را دختری بی خاصیت می داند به آمریکا مهاجرت می کند تا...
-
پیشنهاد کتاب (رمان)
دوشنبه 22 اسفندماه سال 1390 00:02
با توجه به این که یک هفته به عید باقی مانده است و در این ایام ما فکر می کنیم وقت آزادمان زیاد می شود! و معمولاً برای پربار تر نمودن این اوقات فراغت برنامه ریزی می کنیم و محتملاً در اندیشه خواندن یکی دو رمان هم هستیم و الی آخر... و با عنایت به این که ممکن است در تدارک خریدن کتاب جهت دادن عیدی باشیم لذا بد ندیدم از میان...
-
سیمین دانشور
جمعه 19 اسفندماه سال 1390 00:31
... زن, کمی فکر کن. وقتی خیلی نرم شدی همه ترا خم می کنند ... این جمله را که از کتاب سووشون همینجوری انتخاب کردم می توانست شروعی باشد برای مطلبی در مورد روز زن و... اما خب ظاهراً باید برای مرگ نویسنده اش استفاده کنم. ... زری از همه چیز دلش بهم خورده بود. حتی از مرگ , مرگی که نه طواف , نه نماز میت و نه تشییع جنازه داشت....
-
قول فردریش دورنمات
دوشنبه 15 اسفندماه سال 1390 18:57
خواندن قول یک ضرورت است ; خود را آماده کنیم برای زندگی ای که از واقعیت ها پیروی نمی کند. پیتر هانتکه خلاصه ای از شروع داستان راوی داستان, نویسنده رمان های پلیسی است که پس از انجام یک سخنرانی در همین زمینه, با بازرسی بازنشسته روبرو می شود. بازرس انتقاداتی اساسی بر این گونه از رمان ها دارد. از نظر او واقعیت چیز دیگری...
-
حماسه
پنجشنبه 11 اسفندماه سال 1390 07:43
تقویم رومیزی را ورق می زنم... پنجشنبه 11 اسفند... جرقه ای در ذهنم...بوووومب...زیر لب زمزمه می کنم: - اوه اوه فردا 12 اسفنده! نگاه "خوان پابلو" را پشت گردنم حس می کنم. اسمم را صدا می کند. به سمت او می چرخم. - آقا تبریک می گم شوکه می شوم... این از کجا خبر دار شده ... یعنی ذهن مرا خواند؟...شاید اتفاقی یک چیزی...
-
علی آباد هم شهری است...
دوشنبه 8 اسفندماه سال 1390 06:19
در زمان نوجوانی در شهر ما بساط مسابقات فوتبال دو بار در سال برپا بود. بچه های محله های مختلف دور هم جمع می شدند و تیمی تشکیل می دادند و در مسابقات شرکت می کردند. نمی دانم بر طبق چه حساب و کتابی یکی از بزرگان محله علی آباد , مسئول مسابقات بود و ثبت نام تیم ها و تعیین زمان بازی و داور و این قبیل امور بر عهده ایشان بود....
-
گرگ بیابان هرمان هسه
شنبه 6 اسفندماه سال 1390 08:12
مرد جوانی از آشنایی خود با مردی 50 ساله به نام هاری هالر می گوید و مختصری در مورد او و اخلاق و رفتارش صحبت می نماید (هر دو مستاجر عمه این جوان بوده اند). هاری هالر خود را گرگ بیابان می خوانده است (اشاره به تنهایی و مردم گریزی و بی قراری و بی وطنی وسرگردانی و...) و معمولاً در اتاقش مشغول خواندن و نوشتن بوده است و گاهی...
-
توضیح دیرکرد مطلب جدید
چهارشنبه 3 اسفندماه سال 1390 08:20
البته کسی خصوصی و عمومی نپرسیده که پس پست جدید چی شد! و چرا چند روزه اینجا به روز نشده و اینا... ولی خب این که کسی نپرسیده که دلیل نمیشه من توضیح ندم! مگه میگذارم به این سادگی از زیر خوندن توضیحات در برید... والللا... عارضم به حضور عزیزان که در حال تایپ مطلب مربوط به گرگ بیابان در منزل بودم که مانیتور در میانه مطلب...
-
مسئولیت خطیر من
پنجشنبه 27 بهمنماه سال 1390 11:28
خوان پابلو از پشت میز بلند می شود و به سمت پنجره می رود و آن را باز می کند. گرمش شده است. یاروسلاو وارد سالن می شود و یک راست به سمت میزش که جلوی پنجره است می رود.هنوز جابجا نشده است که چشمش به پنجره نیمه باز می افتد.دستش را دراز می کند و پنجره را می بندد. یاروسلاو که مهندسی 40 ساله است کمی در ناحیه کمرش احساس درد می...
-
وداع با اسلحه ارنست همینگوی
یکشنبه 23 بهمنماه سال 1390 17:07
فردریک هنری , جوانی آمریکایی است که قبل از شروع جنگ جهانی اول جهت تحصیل به ایتالیا رفته است و پس از شروع جنگ , داوطلبانه وارد ارتش ایتالیا شده است. او در واحد بهداری مشغول است و کارش جابجایی و نظارت بر آمبولانس ها و بیمارستان صحرایی است و طبعاً کمی با خط مقدم فاصله دارد. او در آنجا با کاترین که امدادگری داوطلب از...
-
کودکانه
چهارشنبه 19 بهمنماه سال 1390 08:49
داشتیم توی حیاط پشتی مدرسه فوتبال بازی می کردیم. بعد از اینکه دبستان جدید آماده بهره برداری شد و ما برای ادامه کلاس سوم به اینجا منتقل شدیم تازه زنگ ورزش برای ما معنا پیدا کرده بود. همه می توانستیم همزمان با هم بازی کنیم! تازه کلی فضای خالی هم باقی می ماند. مدرسه شهید صدوقی دو تا حیاط داشت ; یکی جلوی ساختمان بود که...
-
عقاید یک دلقک (قسمت دوم) هاینریش بل
شنبه 15 بهمنماه سال 1390 15:27
قسمت قبل مشروعیت یک رابطه در کجاست؟ هانس ، ماری را عاشقانه دوست دارد و البته چنان که از متن بر می آید ماری نیز به همچنین (وگرنه چرا باید مسیر دربه دری و بی پولی و...را انتخاب می کرد)... اما ماری در فضایی ترس آلود به خاطر تلقین گناه آلود بودن روابطش با هانس از سوی سردمداران کاتولیک (ازدواج ثبت نشده یعنی زنا) هانس را...
-
اسم شب
چهارشنبه 12 بهمنماه سال 1390 11:28
پس نوشت: چند روزی نبودم و لازمه که توضیحی در این مورد بنویسم... *** وووم وووم وووم... وووم وووم وووم... وووم وووم وووم... این صدای زنگ یک موبایل است که در حالت سایلنس و روی یک عسلی چوبی کنار تخت خواب گذاشته شده است. خواب آلود و ناخودآگاه ، در تاریکی دستم به سمتش می رود و فکرم به هزار راه... روی صفحه اسم آبجی بزرگه نقش...
-
عقاید یک دلقک (قسمت اول) هاینریش بل
پنجشنبه 6 بهمنماه سال 1390 11:04
به اعتقاد من عصر ما تنها شایسته یک لقب و نام است: عصر فحشا. مردم ما به تدریج خود را به فرهنگ فاحشه ها عادت می دهند . *** خلاصه ای از داستان هانس شنیر یک کمدین 27 ساله است, یک دلقک ساده و بااحساس. دلقکی که با اجرای نمایش های پانتومیم در مراسم و محافل امرار معاش می کند. او فرزند خانواده ای ثروتمند در شهر بن است ,...
-
ابدیت آمار هاینریش بل
دوشنبه 3 بهمنماه سال 1390 10:36
ابدیت آمار هاینریش بل بد ندیدم که قبل از نوشتن مطلب مربوط به عقاید یک دلقک، یک داستان کوتاه از این نویسنده کاردرست! را به صورت صوتی اجرا کنم. البته قبلاً هم داستان "اقدام خواهد شد" را اینجا کار کرده بودم. این داستان کوتاه را در فضای مجازی خوانده بودم و متاسفانه نام مترجمش ، هنگام خواندن داستان به صورت صوتی ،...
-
چشمهایش بزرگ علوی
چهارشنبه 28 دیماه سال 1390 13:46
استاد ماکان , نقاش برجسته ایست که کارهایش در اروپا نیز خریدار و طرفدار دارد و به قولی بزرگترین نقاش ایران در صد ساله اخیر است (شخصیتش – منهای سنش- تقریباً برگرفته از کمال الملک است). او در سال 1317 در حالیکه سالهای آخر عمر کوتاهش را در تبعید گذرانده است از دنیا می رود. با توجه به اینکه استاد با دستگاه حاکمه میانه ای...
-
امیدوارم هفته خوبی بسازیم
یکشنبه 25 دیماه سال 1390 13:22
اصطلاحات و واژه هایی که می سازیم و به کار می بریم برگرفته از ذهنیات و اندیشه های ماست. مثلاً در مورد عنوان این مطلب ، معمولاً این جور مواقع ما می گوییم: امیدوارم هفته خوبی باشه! یعنی خلاصه ابر و باد و مه و خورشید و فلک همه یه جوری عمل کنند که برای ما خوب باشه ، همچین بی زحمت!...از این قرار است جملاتی نظیر: سال خوبی...