ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
سال گذشته نزدیک ایام امتحانات مدارس به خانهی یکی از اقوام رفته بودیم. بچهها به بهانه انجام دادن تکالیف و ... به کتابخانهای که چسبیده به خانهی آنها بود رفتند. طبیعتاً انتظار نداشتم که مشقی نوشته شود و درسی خوانده شود اما وقتی موقع رفتن به کتابخانه سر زدم در کمال تعجب با منظرهای مواجه شدم که خلاف انتظارم بود: تعدادی پسر نوجوان در سکوت مشغول درس خواندن بودند! هنوزم که آن صحنه را به یاد میآورم اشک در چشمانم حلقه میزند.
پس از این تجربهی تقریباً اعجازگونه به دنبال کتابخانهای در نزدیکی محل سکونت خودمان گشتیم، متاسفانه نزدیکترین کتابخانه، جای خوشمسیری نبود اما وقتی به آن کتابخانه رفتم و علاوه بر قرائتخانه، قفسههای کتاب را دیدم، کل خانواده را عضو کتابخانه کردم. بچهها همان ابتدا نظرشان این بود که کتاب چشمگیری در آن کتابخانه وجود ندارد اما ظرف این یک سال کتابهای زیادی امانت گرفتهاند و خواندهاند.
به جای ترغیب و توصیه به شما برای عضویت در کتابخانه از شما میخواهم از طریق گوشی یا رایانهای که این مطلب را میخوانید کارهای زیر را به ترتیب انجام دهید:
الف) ده عدد از کتابهایی که خواندهاید یا دوست دارید بخوانید را روی کاغذ بنویسید.
ب) به آدرس samanpl.ir مراجعه کنید. این آدرس سامانه مدیریت کتابخانههای عمومی کشور است.
ج) در قسمت سمت چپ منوی جستجوی کتاب قرار دارد. میتوانید استان و شهر خود را انتخاب کنید و در قسمت «عبارت جستجو» عنوان کتابها یا نویسندگان بند الف را تایپ کنید و روی جستجو کلیک کنید.
د) پنجرهای که نتایج جستجو را نمایش میدهد برای شما باز میشود و در آنجا میتوانید جلوی کتاب مورد نظر خودتان روی «لیست کتابخانهها» کلیک کنید و کتابخانههایی که آن کتاب را دارند مشاهده کنید.
اگر روی نام آن کتابخانه کلیک کنید نقشه موقعیت مکانی آن کتابخانه را خواهید دید.
برای همین ده کتابی که مشخص کردهاید جستجو را تکرار کنید. نتایج جالبی دریافت خواهید کرد و چه بسا از وجود کتابخانههای خوبی در اطرافتان آگاه شوید و ... لازم به ذکر است که با عضویت در یکی از این کتابخانهها میتوانید از تمامی آنها استفاده کنید.
به عنوان مثال من هنگام نوشتن این مطلب یکی از کتابهایی که اخیراً پشت سر هم چاپ میخورد و قیمتی 64هزار تومانی دارد و بسیار کتاب مهم و جذابی است و... را جستجو کردم و در نتیجه متوجه شدم «سورک» جایی در شهرستان میاندرود بین اراک و همدان است و «فرونآباد» جایی در نزدیکی پاکدشت است و «اوز» جایی در شهرستان لارستان است و در همهی این نقاط کتاب مورد نظر در قفسهها موجود است!
سلام میله
متن رو خوندم
سورک ماله میاندرود هست
و میاندرود ماله ساری و ساری هم برای استان من مازندران
میاندرود جدیدا از ساری جدا شده و همونجایی هست ک فرودگاه دشت ناز اونجاست
سلام مارسی
اما در آن شهرستان میاندرودی که من اشاره کردم نیز سورک موجود است... این لینک از نقشه را ببین:
میاندرود اسمی عام است که احتمالاً در نقاط مختلفی از ایران به کار رفته است . اتفاقاً الان گوگل کردم و دیدم موردی که شما اشاره کردید از باقی موارد معروفتر است و عجیبتر اینکه سورک هم دارد!
http://atlas.iranpl.com/Home/SearchResult?iplforgid=1704&iplforgid=1704
پ ن: حداقل چهار تا سورک داریم از ده تا شهر...
چقدر زیبا نوشتید.
من خودم عضو کتابخونه ای هستم و اگر کتاب های مورد نظرم پیدا بشه حتما از کتابخونه می گیرم.ولی خب کتاب های این کتابخونه محدوده و هر سال تعداد کمی کتاب جدید بهشون تعلق میگیره.
اما حتما این راهی رو که گفتید رو امتحان میکنم.
+مرسی که کانال تلگرام رو به روز نگه میدارید
سلام
باضافه اینکه میتوانستم برخی کتابها را نخرم و به جای آنها کتابهای دیگری را بخرم و... و از این دست کارها... استفاده از این ظرفیتها شرط عقل است.
طبیعتاً کتابهای کتابخانه محدود است اما از همین ظرفیتهای محدود هم حیف است استفاده نکنیم. سرعت کتابخوانی من از سرعت افزایش ظرفیت همین چند کتابخانه اطرافم کمتر است
ممنون
منم بعد از این که کتابخونه معرکه خانه سینما رو بستند، رفتم و عضو کتابخانه محل شدم، البته تا حالا ازش کتاب نگرفتم، چون یه کتابخونه مجازی دارم و تا جایی که کور بشوم قرار است از آن استفاده بنمایم! اما برای بچه ها خیلی خوب است، و ضمنا کتابهای نوجوانانش بهتر از قفسه های پر از رمان عشقی بزرگسالش است!
من موندم چقدر رمان عشقی چاپ میشود در این مملکت .... مگر با این همه سانسور چقدر میشود روی عشق مانور داد؟!
سلام
هم برای بچهها خوب است و هم برای خودمان... تصور کنید که چند روز دیرتر کور شویم! همین خودش خیلی است
تا زمانی که شاهزاده سوار بر اسب سفید در رویاهای برخی از مردمان این سرزمین ظاهر میشود این ژانر خریداران خود را خواهد داشت. حالا باز ابن خوب است تصور کن از ماها که همگی چند چاپ مختلف از دیوان حافظ در خانه داریم بخواهند تست روخوانی حافظ بگیرند!
سلام
به به بحث کتابخانه اینجا هم برقرار شد،
میله جان این معجزه ای که شما در کتابخانه کشف کردی رو من دوران پشت کنکور کشف کردم و 4پنج ماهی رو هر روز می رفتم کتابخونه و با یکی از دوستام اونجا درس می خوندیم. چه دوران خوبی بود.
از وقتی حق عضویت کتابخونه 250 تومن بود تا حالا که 10000 تومن شده ( البته این مبلغ برا مهر پارساله )عضو کتابخونه شهرمون بودم و البته که کتابهای خیلی خوبی هم اونجا پیدا میشد و میشه.
این سامانه ی سامان واقعا عالیه،برام جالب بود که از طریقش فهمیدم تو یکی از روستاهای اطراف کتابخونه ای داره که تو مسجده و سفر به انتهای شب رو موجود داره و کتابخونه شهر نداره.
سورک هم اگر هر جای ایران داشته باشه فکر می کنم به معروفی سورک مازندران نیست، الان سورک 20 ساله که شهره و معنیش هم به محلی می رسه به گل سرخ و دلیل این نام گذاری بخاطر این بوده که در گذشته اینجا فصل انار پر از شکوفه های سرخ رنگ انار بوده.
من یک ماهی تو شرکت نکاچوب سورک کار کردم.
عجب! چرا همیشه فکر می کردم مارسی اهل گیلانه ،حالا جناب یا سرکار شما اهل کدوم شهر مازندرانی؟
سلام بر مهرداد
بر من نیز به همچنین! چرا که نصف کتابهایی که دارم در کتابخانه نزدیک خانهمان موجود است.
الان با همین تستی که کردی متوجه شدی آن سالهایی که به دنبال سفر به انتهای شب میگشتی مصداق آن شعر حافظ بودی که سالها دل طلب جام جم از ما میکرد... و همین نشان میدهد که عمق معجزه بر شما مکشوف نگشته بود
قطعاً آن سورک به سورک شما نمیرسد. آن که مد نظر من بود به آسانی در گوگل قابل یافتن نبودو همین مایه تعجب من بود که کتاب یووال نوح هراری در کتابخانه آن منطقه موجود بود و ایضاً در نقاط دیگر...
مارسی از طرفداران نساجی است.
درود بر میله


من هم یکسالی هست که از کشفیات این سایت غرق در لذت می شوم! یک وقتهایی کتابهایی را توی کتابخانه های حوالی ام پیدا می کنم که دهانم باز می ماند! مثل خواندن نقشه گنج و پیدا کردن ناغافل آن است.
اما یک راه را هم بابت هزینه ی عضویت خدمت دوستان بگویم که شاید بخندید اما من ازش استفاده می کنم! آن هم این است که در طول سال، دو روز عضویت رایگان برای کتابخانه ها گذاشته شده است. حقیقتش من بار اول تصادفی به آن روز برخوردم و با عضویت، یکسال عضویت رایگان پیدا کردم اگر سال بعد هم در همان تاریخ باشد، همچنان رایگان تمدید عضویت خواهم نمود!
سلام بر بندباز

پس شما از قدیمیترها هستید و تنهاتنها لذت میبردید
و اما در مورد آن راه عضویت رایگان بیشتر یاد آن حدیث یا لطیفه افتادم که دانش اگر در ثریا هم باشد مردان و زنانی از سرزمین ما آن را خواهند یافت
یعنی تو معرکه ای بندباز!
ببین چه کیفی میکنه!
رفته گشته روز رایگان پیدا کرده عضو شده، وای خدا!!
اتفاقی به این قضیه برخورده است
سلام مجدد
اما راستش ما هرچند نخوردیم نون گندم اما دیدیم دست مردم. اون دو روزم یه روزش چون تولد خودم بود یادم مونده و روز فرهنگ عمومی در تقویمه و روز دومش هم روز کتاب و کتابخونیه یعنی ۲۴ آبان.
راستش من همون موقع هم کشفش کرده بودم اما راست میگی هنوز تو ظاهر مونده بودم و درکش نکرده بودم. راستش حافظ رو که شما چند جلد فرمودی والا ما یه جلدش رو هم نداریم اما خدارو شکر از رو بلدیم بخونیم.حتی شاهنامه هم نداریم، مثنوی معنوی و کلیات شمس هم نداریم، از دار دنیای شاعرا یه کلیات سعدی داریم که البته اونم قدرشو ندونستیم.
کتابی که نام بردی تقریبا کتاب جدیدیه و تازه به میزان شگفتی که از.دیدنش بهت دست داد پی بردم . راستش کتابایی مثل این رو باید خوند و فکر میکنم خریدنشون هم نه به صرفه و نه به دل. از این بابت هم این کتابخونه نعمته.
امروز رفتم تو همین سامانه دیدم اینجا حتی جستجوی زمان از دست رفته و تاریخ تمدن و حتی اون مجموعه قدیمی چند جلدی سبز کل آثار چخوف رو هم داشت. آقا ممنون بابت این تلنگر.
برای بندباز
خندیدن رو که کلی خندیدیم
منم مهر عضویتم تموم شده.
سلام مهرداد
که البته همه آنها هم هدیه هستند
خب خدا رو شکر... به گمانم میانگین بگیریم یک دیوان حافظ در هر خانهای موجود است!... شاید هم قیاس به نفس کردهام و در خطا افتادهام چون در خانه ما به گمانم بیش از پنج نسخه موجود است
بله آن کتاب واقعاً جدید است و هرچند که خوب دارد چاپهای متعدد میخورد ولی دیدنش در کتابخانههای سورک و اوز و فرونآباد واقعاً لذتبخش است... امیدوارم خوانده هم بشود.
....
پس تولدتان نزدیک است ... پیشاپیش مبارک
با سلام
من هم کتاب هایی که معرفی می کنید را از کتابخانه می گیرم و بعد هم نقد شما را می خوانم و کلی لذت می برم
ممنون که هستید
سلام دوست عزیز
باعث خرسندی من است
ممنون از لطف شما
من خواندن کتاب را از و در کتابخانه شروع کردم. تا پیش از انقلاب عضو جاودان کتابخانه ی محل مان شده بودم . شاید کارتش را هنوز داشته باشم. لذت خواندن کتاب در محیط کتابخانه چیز دیگری است.
سایتی که معرفی کرده ای بسیار جالب است. نمی دانستم چنین امکانی وجود دارد.
سلام بر مداد گرامی
خوشبختانه من هم از نوجوانی این شانس را داشتم که با کتابخانهای بسیار معظم روبرو شدم و... واقعاً خوش اقبال بودم در این مورد
من که با این سامانه از این پس خیلی کار خواهم داشت
برای میله:
خداییش حدیث خوبی و دقیقی ست (آیکون مردن از خجالت)


با این حساب یعنی دو روز توی آبان ماه برای این عضویت رایگان وجود داره؟!... من تاریخ هاش خاطرم نیست. برم تاریخ کارتم رو ببینم.
آقا خجالت کشیدم
برای سحر:
من کجا گفتم رفتم گشتم!!! بدجنس! تصادف کردم با این تاریخ! اونم از بس توی رادیو هی تکرارش می کرد، منم گفتم برم عضو بشم حیفه!
برای مهرداد:
آخ جون! یه آبان ماهی دیگه!! 14 آبان تولدته؟ پیشاپیش خیلی مبارک
سلام
نه !!! هدف از ذکر احادیث و روایات در این زمینه مثل باقی زمینهها به شرم و ترس انداختن نیست
خوشحالم که سیستم کنابخانه ها اینقدر پیشرفت کرده و امیدوارم همه مردم ازش استفاده کنن
سلام
من هم امیدوارم ... یعنی دوست دارم امیدوار باشم
اصلا معلوم نبود به انسان خردمند اشاره دارید! خودتون خوندین؟
سلام
فکر کنم در پاسخ کامنتها اشاره کردم اما خُب سعی کردم که در متن اصلاً معلوم نباشد!
هنوز نخواندهام.
سلام

متاسفانه سالهاست که کتابخانه نرفتم. بیشترکتابخانه رفتنم هم مربوط می شه به دوران جوانی و دانشجویی که برای دسترسی به منابع درسی مجبورمی شدم برم کتابخانه.
البته بعدها وقتی پسرم و دخترم کوچیک بودن. اونها رو با کتابخانه آشنا کردم. و توی کتابخانه ی محله یی که اونجا زندگی می کردیم ثبت نامشون کردم و کارت گرفتن. و یه مدت هم کتاب امانت می گرفتن و می خوندن و کلی ذوق می کردند. تا این که مجبور شدیم ازاون محله بریم و وقفه افتاد.
و خوب من توی کتابخانه بود که با همسرم آشنا شدم. درواقع یک کتاب فروشی بزرگ بود که بخشی ازاون رو اختصاص داده بودن به امانت دادن کتاب های دست دوم. واقع درخیابان خسروی مشهد که تعداد زیادی کتابخانه و انتشاراتی اونجا داشت.
همسرم دانشجوی علوم سیاسی دانشگاه فردوسی بود و وقت های آزادش رو درکتابخانه کار می کرد. بنده هم خریدار کتاب بودم
یادمه اولین کتابی که ازهمون کتاب فروشی خرید و بهم هدیه داد. مجموعه شعری از اخوان ثالث بود. شاید یکی از دلایلی که اسم پسرمون رو امید گذاشتیم هم همین بود.
کتابخانه ها و کتاب فروشی ها عالی هستند. : )
کلا کتابخانه ها رو دوست دارم. اما همانطور که گفتم متاسفانه کمتروقت می کنم به کتابخانه برم و باز این که کتابخانه یی در نزدیکی منزل ما نیست. یا شاید هم هست و من نمی شناسم.. البته پسرم عضو کتابخانه ملی هست و هرچند وقت یک بار برای مطالعه به اونجا می ره.
سلام



ممنون از کامنت شما
فیالواقع شما باید از مروجین فرهنگ عضویت در کتابخانهها باشید نه من
توصیه میکنم در اولین فرصت از طریق همین سایت کتابخانههای نزدیک به خودتان را کشف نموده و یادی از ایام گذشته نمایید.
در همان آدرسی که گفتم استان و شهر خودتان را انتخاب کنید و روی لیست کتابخانهها بروید ... اینطوری نام همه کتابخانهها خواهد آمد... البته گوگل همیشه راه نزدیکتری است.
موفق باشید
سلام




خب کتابخانه برای ما آمد داشت. و شکر خدا راضی و خوشبخت هستیم.
اما درتمام وبلاگستان کسی را بهترازشما سراغ ندارم. که بتواند اینطور درست و کامل و زیبا درباره کتاب و کتاب خوانی بنویسد. باورکنید بارها پیش آمده که بعد ازخواندن مطلبی ازشما درمورد یک کتاب. احساس کردم که پس من قبلا خیال می کردم این کتاب را خوانده م و درواقع نخوانده م ورق ورق گذشته م.
یا بارها پیش آمده که کتابی که شما معرفی کردید و درموردش نوشتید را نداشتم. رفتم تهیه کرده م و خوانده م و خیلی هم لذت بردم و به جانتان دعا کردم. ممنون از شما و زحماتی که می کشید.
چشم حتما پیگیراین آدرس خواهم بود.انشاالله که کتاب های خوب و نخوانده یی پیدا کنم.: )
و خیلی ممنون که کانال تلگرام رو همچنان به روز نگه می دارید. بیشتر وقتها اول، مطلب و اونجا می خونم. بعد می یام اینجا و ازطریق لپ تاپ بازخوانی می کنم. و اگرفرصت کنم کامنت ها رو دنبال می کنم. درواقع خیلی از مطالب اینجا رو دو بار می خونم.
شما هم موفق باشید دوست خوب.
سلام

خیلی هم عالی... احساس رضایت و خوشبختی از کمیابترین احساسها در این دیار است... قدرش را بدانید که میدانید
اشکم دراومد بابت قسمتهای میانی کامنتتان
تلاشم را بیشتر میکنم. سپاس
در مورد کانال باید بگویم که متاسفانه هرگاه فیلترشکنها یاری نکنند... مثل الان که مطلب بعدی را در وبلاگ گذاشتهام اما نتوانستهام در کانال بگذارم
ممنون رفیق
نمی دونستم. میرم امتحان کنم.
توی کامنت اول اون ماله رو بردار لطفا. کاردکی چیزی به جایش بگذار
سلام
بله حتماً امتحان کنید که جالب است...
نمیتوانم نوشتههای کامنتگذاران را ویرایش کنم
سلام
خیلی مطلب خوبی بود.
بنده هم به شدت عاشق فضای کتابخانه هستم و مثل خیلی از دوستان دیگر از دوران کنکور پایم به کتابخانه ها باز شد.
الآن خیلی از دوستانم هر کتابی را بخواهند فورا میپرند خیابان انقلاب و میخرند اما من این سالها اول به سامانه کتابخانه های سازمان فرهنگی شهرداری سر میزنم. امتحانش کنید بد نیست. کتابخانه های زیادی را نشانتان میدهد. البته احتمالا همه اینها در سامانه نهاد کتابخانه ها هم ثبت هستند اما خوبی کتابخانه های شهرداری این است که با یک کارت میتوانید از همه شان استفاده کنید: http://www.tlib.ir/dl/search/
از بخت بلندم روبروی محل کارمان هم یک کتابخانه درست و درمان هست که من حتی بخشهای زیادی از دو رمانم را آنجا نوشتم.
سلام
بگذریم
ممنون از لطف شما.
یاد زمان کنکور خودم افتادم که روی پشتبام درس میخواندم و الان که فکرش را میکنم شاید از آن زمان پایم به پشتبام باز شد
حالا باز خوب است بپرند بروند انقلاب... خدا کند اینطور باشد... اما بیشتر اوقات یا خیابان انقلابی در دسترس نیست یا اگر هست حس و حالش نیست! اما در هر دو صورت برخی از این کتابخانهها واقعاً کار را راه میاندازند.
کتابخانههای شهرداری هم خوب است و آنجا هم مثل همین نهاد کتابخانههای عمومی با کارت عضویت در یکی از کتابخانهها میتوانید از باقی کتابخانهها نیز بهرهمند شوید. اما کاش میشد این دو را با هم لینک کرد. سال گذشته گذرم به بیمارستان بهارلو افتاد و بین فرایند آزمایش و... چند ساعتی وقت آزاد به وجود آمد که خودم را به فرهنگسرای بهمن و کتابخانهاش رساندم و... آنجا بود که فهمیدم برخی کتابخانهها زیر نظر نهاد هستند و برخی زیر نظر شهرداری و ... خلاصه نشد آنچه میخواستم!
موفق باشید جناب اساطیری
سلام بر همراه همیشگی
البته با ذکر این که بعضی کتابا رو عمداً تو هیچ کتابخونه ای نمی یابید یا نگنجانده اند....
سلام رفیق
طبیعی است که بعضیها نباشند اما اگر با همین عینک نگاه کنیم در هر کتابخانهای تعدادی کتاب هست که حضورشان مایه تعجب است... اسم نمیبرم که جمعش نکنند!