X
تبلیغات
رایتل

از "انتخاب" کتاب رهایی نداریم!

پنج‌شنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1395

اخیراً کتابی را می‌خوانم و لذت می‌برم با عنوان "از کتاب رهایی نداریم" که گفتگوی بلندی است بین اومبرتو اکو و ژان‌کلود کریر که هر دو در کنار مقولاتی که به آن مشهورند، کتاب‌بازان قهاری هستند. از اومبرتو اکو که اخیراً از دنیا رفت، "نامِ گلِ سرخ" را معرفی کرده‌ام و معرف همگان هست... کریر نیز فیلنامه‌نویس پُرآوازه و کارگردان تئاتر و... است و از همنشینی و گفتگوی این دو درخصوص "کتاب"؛ کتاب جالبی به‌وجود آمده است. شروع گفتگو با نقل پیش‌بینی یکی از آینده‌پژوهان که در حاشیه اجلاس جهانی داووس در سال 2008 عنوان شده است آغاز می‌شود. ایشان چهار پیشگویی قطعی را مطرح نموده است که یکی از آنها از بین رفتن کتاب تا یکی‌دودهه دیگر است و گفتگو از همین‌جا آغاز می‌شود: کتاب نخواهد مُرد.

این کتاب را خانم مهستی بحرینی ترجمه و انتشارات نیلوفر روانه بازار نشر نموده است. از این به بعد در پست‌های مربوط به انتخابات کتاب، گزیده‌ی کوتاهی از این کتاب را نقل می‌کنم.

...یا کتاب همچنان وسیله خواندن باقی می‌ماند، یا وسیله دیگری وجود خواهد داشت شبیه به آن‌چیزی که کتاب همیشه، حتی پیش از اختراع صنعت چاپ، بوده است. از بیش از پانصدسال پیش تاکنون، تغییرات پدیدآمده در تولید کتاب، به مثابه شیء، نه کارکرد آن را تغییر داده و نه ساختار نحوی آن را. کتاب هم چیزی مانند قاشق، چکش، چرخ یا قیچی است. این‌ها را پس از آنکه اختراع کردید، دیگر نمی‌توانید به صورت بهتری درآورید.

*****

برگزیدگان انتخابات قبلی (تنهایی اعداد اول و میدان ایتالیا) خوانده شد و به زودی در موردشان خواهم نوشت. انتخابات اخیر بین گزینه‌های بریتانیایی برگزار می‌شود. لطفاً به دو گزینه رای بدهید. (گزینه‌ها در ادامه مطلب)

 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

صخره برایتون - گراهام گرین

شنبه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1395

"هیل" شغل تبلیغاتی جالبی دارد. او کارمند روزنامه است و خوانندگان او را با نام "کولی کیبر" می‌شناسند. وظیفه او این است که هر روز تعدادی کارت را در گوشه و کنار مکان‌های مختلف شهر قرار دهد. یابندگان این کارت‌ها می‌توانند با مراجعه به دفتر روزنامه مبلغی را به‌عنوان جایزه دریافت کنند. جایزه ویژه به کسی می‌رسد که کولی کیبر را از روی عکس‌هایی که در روزنامه به چاپ رسیده بشناسد و با به همراه داشتن روزنامه جمله‌ای خاص را به او بگوید. شهرها و مناطقی که هر روز محل حضور هیل است توسط روزنامه اطلاع‌رسانی می‌شود.

جمله اول داستان چنین است: سه ساعت از ورود هیل به برایتون می‌گذشت و او از همان اول می‌دانست که می‌خواهند او را بکشند.

شهر کوچک برایتون عرصه‌ی قدرت‌نمایی دو گروه گانگستر است و اخیراً رئیس یکی از گروه‌ها (کایت) به دست افراد گروه دیگر کشته شده‌است. هیل به‌دلایلی فکر می‌کند که قربانی انتقام‌گیری اعضای گروه کایت خواهد شد. راه فراری که به ذهنش می‌رسد آن است که شاهدی در کنار خودش داشته باشد و به همین‌خاطر تلاش می‌کند زنی میانسال به نام "آیدا آرنولد" را راضی کند تا همراه او باشد.

این تلاش به خاطر غیبت چند دقیقه‌ای آیدا ناکام می‌ماند و هیل همانگونه که پیش‌بینی کرده بود به قتل می‌رسد اما نحوه قتل به‌گونه‌ای است که پلیس آن را مرگی عادی تلقی می‌کند و همین موضوع آیدا را بر آن می‌دارد تا پیگیر موضوع شود...

*****

فضای کلی این اثر تشابه زیادی با دو اثر دیگری که از همین نویسنده خوانده‌ام دارد: نبرد خیر و شر، تنهایی آدم‌ها، مرگ و ترس و اضطراب... در مامور معتمد فضای بی‌اعتمادی شاخص بود و در قطار استانبول رسیدن آدم‌ها به نقطه‌ی شک و تزلزل در ایمان به صورت ویژه مد نظر بود. موضوعی که در این داستان علاوه بر موارد فوق برای خواننده قابل تامل است, نفرت انباشته شده در شخصیت پینکی است (جانشین کایت که پسری هفده ساله است)، که مرا تا اندازه‌ای به یاد پاسکوآل دوآرته انداخت.

از گراهام گرین هشت اثر در لیست 1001 کتاب حضور داشت که در آخرین ویرایش به پنج اثر کاهش یافت. صخره برایتون کماکان در این لیست حضور دارد. این کتاب در سال 1938 نوشته شده است و دوبار در سال های 1947 و 2010 به فیلم درآمده است.

.................

پ ن 1: مشخصات کتاب من؛ ترجمه مریم مشرف، نشر ثالث، چاپ دوم 1388، تیراژ1100 نسخه، 404 صفحه

پ ن 2: نمره کتاب از نگاه من 3.7 است. (نمره گودریدز 3.7 و نمره آمازون 4.2)

پ ن 3: در ادامه مطلب نامه‌ای از آیدا آرنولد را خواهید خواند.

پ ن 4: مطالب بعدی درخصوص تنهاییِ اعدادِ اول (پائولو جوردانو) و میدانِ ایتالیا (آنتونیو تابوکی) خواهد بود.

 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

مادام بوواری - گوستاو فلوبر

شنبه 18 اردیبهشت‌ماه سال 1395

راویِ سوم‌شخصِ داستان راوی‌ای است با توانایی‌های دانای‌کل، و روایت را از روزی آغاز می‌کند که "شارل بوواری" به عنوان یک دانش‌آموز جدید وارد کلاس شده است و سپس شرح حال مختصری از این همکلاسی و تحصیلاتش و این‌که چگونه به شغل طبابت مشغول شد ارائه می‌دهد. راوی، شخصیت میان‌مایه‌ای از شارل به نمایش می‌گذارد. طبیب جوانی که مادرش برای او همسری پیدا می‌کند... بیوه‌ای مُسن‌تر اما دارای مستمری و درآمد... این عروس، که هیچ مزیت قابل توجهی ندارد از چنگ چند رقیب بیرون کشیده می‌شود و طبیعتاً طبق سنتِ بلادِ فرنگ به مادام بوواری تغییر نام می‌دهد اما ایشان کسی نیستند که عنوان کتاب به نام‌شان مزین است! مادام بوواریِ اصلی، دختر جوانی است که اندکی بعد وارد داستان می‌شود و...

مسئله بوواری

"اِما بوواری" به‌واسطه تربیت و تحصیلش در نوجوانی (در صومعه) و خواندن کتاب‌هایی که در آن هرچه بود عشق و عاشق و معشوقه بود، بسیار احساسات‌گرا بار آمد، بدین‌معنا که دلش عشق‌های شاهانه می‌خواست؛ عاشقانی برازنده، به شجاعت شیر و مهربانی بره... از آن‌ها که در نیمه‌های شب و زیر نور مشعل و شمع عقدشان بسته می شود و...! خلاصه این‌که اِما از آن‌هایی است که هر نوع شادمانی را بر خود حرام می‌کنند چون آن را بیش از اندازه بزرگ می‌خواهند.

شارل طبیعتاً مرد رویاهای او نبود. امکان خیالبافی را در او بارور نمی‌کرد، طناز نبود تا نُقل محافل شود، همه چیز را نمی‌دانست، در چندین رشته مهارت نداشت و خلاصه اینکه مانند عشاق داستانها نبود. لیکن درست در زمانی که اِما از زندگی ساده و بدون هیجان روستایی دلگیر بود، با شارل روبرو شد و آن شور و هیجانی که معمولاً در این‌گونه برخوردهای اول رخ می‌دهد در اِما به‌وجود آمد و تصور نمود به آن شورِ شگفت‌انگیزی که آرزویش را داشته، دست یافته است... عشق...

پس از ازدواج، وقتی مطابق تئوری‌های نگاشته شده در قصه‌ها، آن حس خوشبختی که قاعدتاً  می‌بایست پس از عشق حاصل می‌شد نصیبش نشد، دچار گیجی و سرخوردگی شد. شارل البته که در زمینه‌ی تشخیص و برآورده‌کردن نیازهای همسرش مثل اغلب مردان ضعف داشت ولی همسرش را به غایت دوست داشت... مشکلش آن بود که "همان که بود" را دوست می‌داشت درحالیکه باید او را به حرکت و تقلا وامی‌داشت (البته این یک توصیه تئوریک است!).

در کُل، خواسته‌های اِما به‌صورت کاریکاتورگونه‌ای وسعت یافت که تناسبی با امکانات و وضع موجودش نداشت. مسئله بوواری البته محدود به ایشان و آن زمان نیست، خیلی از ما در زمینه‌های مختلف دچار چنین وضعیتی هستیم.

*****

بزرگان بسیاری در باب این کتاب سخن گفته‌اند... از زولا تا یوسا... از به تکامل رساندن رئالیسم تا زدن جوانه‌های ناتورالیسم و تا آغازگری رمان مدرن... کمال توصیف به همراه شور و هیجان... به‌هرحال پنج سال تلاش برای خلق اثر که گاه یک جمله اش دو روز زمان می‌برده است از دقت و وسواس نویسنده حکایت دارد. شاید راز جاودانگی اِما بوواری و آنا کارنینا و آدلف و امثالهم در این باشد که خوانندگان مختلف در سراسر دنیا حس می‌کنند که این آدم‌ها همانی هستند که باید باشند...یعنی اگر خواننده هم جای آنها بود گویی همین مسیر را طی می‌نمود. این شخصیت‌ها چنان دقیق و ظریف ترسیم شده‌اند که فقط می‌توان ابراز شگفتی کرد! می‌طلبد در همین ایام نمایشگاه، در ساعت 18:57 دقیقه (متناسب با سال انتشار اولیه کتاب در 1857) در هر سالن، غرفه‌های سمت چپ یک‌صدا فریاد بزنند "فلوبر" و سمت راستی‌ها پاسخ بدهند "روحت شاد"!! (البته قبلش باید اطمینان حاصل نمود که ایشان به روح اعتقاد داشته است یا خیر!)

از فلوبر چهار رمان در لیست 1001کتاب حضور داشت که کماکان سه اثرش در این لیست حضور دارد که طبیعتاً یکی از آنها همین "مادام بوواری" است که برای اثبات اهمیتش تا همین امروز، هفت یا هشت بار به فارسی ترجمه شده است! که اسنادش در کتابخانه ملی موجود است.

................

پ ن 1: مشخصات کتاب من؛ ترجمه مهدی سحابی، نشر مرکز، چاپ چهارم 1386، تیراژ 1600نسخه، 496 صفحه.

پ ن 2: نمره من به کتاب 4.7 از 5 است. (در سایت گودریدز 3.6  و در آمازون4.1)

پ ن 3: در ادامه‌ی مطلب نامه‌ای از اِما بوواری که برای نویسنده‌ی این وبلاگ نوشته است را عیناً نقل خواهم کرد.

پ ن 4: مطلب بعدی درخصوص کتاب صخره برایتون از گراهام گرین خواهم نوشت و مطابق نتیجه انتخابات کتاب بعدی که خواهم خواند "تنهایی اعداد اول" از پائولو جوردانو و پس از آن "میدان ایتالیا" از آنتونیو تابوکی... خیلی انتخابات پرشوری بود. ممنون.

 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید

انتخاب کتاب – رستوران ایتالیایی

یکشنبه 12 اردیبهشت‌ماه سال 1395

انتخابات بین گزینه‌های ایتالیایی برگزار می‌گردد. در ادامه مطلب مختصری توضیح و پاراگراف اول داستان را جهت کمک به انتخاب آورده‌ام. فرض کنید با این اطلاعات می‌خواهید یکی از این کتابها را برای خواندن انتخاب کنید.

 
برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
برچسب‌ها: انتخاب کتاب

منظر پریده‌رنگ تپه‌ها – کازو ایشی‌گورو

چهارشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1395

پاراگراف ابتدایی داستان چنین است:

«نیکی، اسمی که بالاخره روی کوچک‌ترین دخترم گذاشتیم، مخفف چیزی نیست؛ فقط توافقی بین من و پدرش. جالب این‌جاست پدرش بود که دنبال اسمی ژاپنی می‌گشت، و من شاید به خاطر این خودخواهی که نمی‌خواستم گذشته را به یاد آورم روی اسمی انگلیسی پافشاری می‌کردم. بالاخره با نیکی موافقت کرد، معتقد بود این اسم حال‌وهوایی شرقی دارد. نیکی امسال، در ماه آوریل، وقتی روز‌ها هنوز سرد بود و سوزن‌ریز باران بیداد می‌کرد، به دیدنم آمد. شاید هم می‌خواست بیشتر پیشم بماند، نمی‌دانم. اما خانهٔ من در بیرون شهر و سکوتی که آن را در بر گرفته بود، حوصله‌اش را سر برد، و چیزی نگذشت که آشکارا برای بازگشت به لندن بی‌تابی می‌کرد

راوی زنی میانسال و ژاپنی است که همسری انگلیسی داشته و حالا هم در انگلستان زندگی می‌کند. زمانِ حالِ روایت، چند ماه پس از دیدار نیکی از مادرش است. نکته‌ای که برای من مهم بود، نوعی نیاز به فرار از گذشته در ذهن راوی است اما جالب است که از همین ابتدا نوکِ پیکانِ روایت به سمت گذشته است. در ادامه خواهیم دید که راوی (اتسوکو) به دو مقطع از زندگی خود ارجاع می‌دهد: گذشته نزدیک، که همین دیدار پنج روزه‌ی دختر دومش نیکی است؛ و گذشته‌ی دور، زمانی است که او در ناکازاکی زندگی می‌کند و دختر اولش (کیکو) را باردار است.

در همان صفحات ابتدایی مشخص می‌شود سالها قبل، اتسوکو و دخترش در شرایطی خاص مهاجرت کرده‌اند و کیکو (که پدرش ژاپنی است) در گذشته‌ی نزدیک خودکشی کرده است.

به نظر من خواننده اگر می‌خواهد لذتِ کامل از خواندن این کتاب ببرد لازم است که به انگیزه‌های راوی از روایت فکر کند. اگر این امر مغفول بماند، البته مسائلی نظیر پیامدهای جنگ و بمباران ناکازاکی، تفاوت و تغییرات فرهنگی ژاپن قبل و بعد از جنگ، مرگ و یکی دو موضوع دیگر، منفرداً در ذهن او پررنگ می‌شود. چنانچه دقیق هم خوانده باشد یکی دو سوال اساسی در ذهنش شکل می‌گیرد که نمی‌داند جوابش را از کجا باید بگیرد! اما اگر انگیزه‌ی روایت را بچسبد و رها نکند این مسائل و موضوعات با هارمونی دلچسبی در کنار هم قرار می‌گیرند و به قول علما فیض اکمل را خواهد برد... هرچند آن دو سوال کماکان سوال باقی خواهد ماند!

*****

این دومین کتابی است که از این نویسنده‌ی انگلیسیِ ژاپنی‌الاصل خواندم. همه‌ی هفت رمان ایشان به فارسی ترجمه شده است. از میان این هفت اثر، پنج رمان در لیست 1001 کتابی که قبل از مرگ می‌بایست خواند حضور داشت (در ورژن آخر یکی از آنها حذف شده است که از قضا گزینه‌ی مزبور "هرگز رهایم مکن" است که من به‌شخصه از خواندنش لذت بردم) که "منظر پریده‌رنگ تپه‌ها" یکی از آنهاست. این کتاب اولین اثر نویسنده (1982) است.

.......

پ ن 1: مشخصات کتاب من؛ ترجمه امیر امجد، انتشارات نیلا، چاپ دوم1389، 2200 نسخه،203صفحه

پ ن 2: نمره من به کتاب 4.4 از 5 است. (در گودریدز 3.7 و در سایت آمازون 4.1)

ادامه‌ی مطلب خطر لوث شدن را دارد.

 


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
( تعداد کل: 6 )
   1       2    >>
Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت
کد جست و جوی گوگل